ویژه نامه «جام جهانی 2018 روسیه» کیهان ورزشی به زودی در سراسر کشور منتشر خواهد شد              منتظر باشید...
      
PDF نسخه کامل مجله
دوشنبه ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - May 28 2018
کد خبر: ۳۳۳۴۷
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۹
«آرزو» کردن ، به تنهایی کافی نیست

لزوم رعایت اصل «شایستهسالاری»

فراخوان مردان کاربلد و باتجربه به عرصه اجرایی ورزش و تفویض امور به آنها، یکی از رموز پیشرفت و از اقداماتی است که باید از سوی مدیران و تصمیمگیرندگان در حوزه ورزش- و هر جای دیگر- باید در دستور کار و جزو اهدافی باشد که دنبال میکنند. این همان چیزی است که از آن به عنوان اصل شایستهسالاری یاد میکنیم و همه با آنها آشنا هستیم و بدون هیچ توضیحی معنای آن را میدانیم. یکی از نشانههای درایت و کاردانی هر مدیری نه فقط در ورزش بلکه در هر حوزه و عرصه دیگری، جذب افراد توانمند و لایق و خدمتگزار و دفع افراد فرصتطلب و بیشخصیت و آویزان است که بزرگترین هنرشان چاپلوسی و چربزبانی و... است.

مدیری که در انتخاب و انتصاب همکاران، بیش از اینکه به دنبال مصلحت خودش و منافع پیدا و پنهان سیاسی و اقتصادی و... خودش باشد یا به فکر تامین رضایت کسانی که از حیث خطی و جناحی به آنان گرایش دارد و در واقع به نوعی به آنها بدهکار است، باشد، اصل «شایستهسالاری» را در نظر دارد و بیش از هر چیز به مصلحت امور اجتماعی و تامین خواسته و جلب رضایت مردم است، بدون تردید در کار خود موفق و در تحقق اهداف مجموعه و تشکیلات متبوع موفق عمل خواهد کرد. این مدیر، به معنی واقعی امانتدار است و دنبال انجام خالصانه وظیفه است.

ناشی یا خائن؟!

از امام صادق(ع)، روایت شده است:

«... به خویشتن خویش بنگرید. سوگند به خدا، کسی که گله گوسفندی دارد و در این گله چوپانی، چنانچه فردی را بیابد که از این چوپان به گوسفند او دانا باشد، این چوپان را بیرون میراند و آنکه از این چوپان به گوسفندان او داناتر است، میآورد.» این فرمایش حضرت آنقدر روشن و صریح است که نیازی به تفسیر و تبیین ندارد. همانطور که افراد درباره اموال و ثروت و منافع خویش حساس هستند و آن را به هر کسی نمیسپارند درباره اموال عمومی و منافع اجتماعی و امور مردمی باید به مراتب بیشتر دغدغه داشته و حساستر باشند. همین امام بزرگوار است که این جمله معروف را دارد که: «از نظر من فرق نمیکند که کار را به ناشی(غیرمتخصص) واگذار کنیم یا به خائن چون نتیجه هر دو یکی است: خرابی امور و ضربه زدن به منافع اجتماعی»!

ملاک انتخاب همکاران کدام است؟

سوال ما این است که ما در مناصب مدیریتی و اجرایی و آنجا که با امور مردم سروکار داریم، ما که در کشورمان به نام این بزرگواران و با هدف تحقق آرمانها و آموزههای آنان، انقلاب کردهایم و برای پیروزی این انقلاب و برداشتن موانع ریز و درشت بر سر راه تلاشها کرده و رنجها کشیده و مصیبتها و داغها تحمل کردهایم، چقدر به این توصیهها و سفارشهای راهگشا و در عین حال حساس و موثر توجه داشتهایم. چقدر فقط آنها را به عنوان محفوظات ذهنی اینجا و آنجا بر زبان میآوریم و برای مردم اظهار فضل و دانش میکنیم و چقدر آنها را در وادی عمل به کار میگیریم؟ در این ورزش ما تا چه اندازه اصل شایستهسالاری رعایت شده و میشود؟ انتخاب همکاران از جانب مدیران چقدر بر اساس و با ملاک رعایت مصلحت مردم و جامعه صورت میگیرد، چقدر بر اساس گرایش باندی و فامیلی و قبیلهای و رنگی و...؟!

انتصاب در کمیته ملی المپیک

ما در ورزش خود بسیار مردان کاربلد، آدمهای استخوان خرد کرده، مدیران موفق و امتحان پس داده، داریم، اما متاسفانه برخلاف عقل و منطق و تجربه بشری و توصیه مکتبی و... آنها را به حال خود رها کردهایم تا در گوشه انزوا روزگار بگذرانند. همانطور که گفته شد فراخوان این گونه افراد که کم و بیش همه با نام و سوابق و مشخصات آنها آشنا هستیم و ذکر نام یکیک آنها مثل حسن حبیبی، بهمن صالحنیا و... در فوتبال، محمدرضا طالقانی و... در کشتی، حاجآقا یزدانیخرم و... در عرصه مدیریتی از حوصله این مقال خارج است، یکی از اصلیترین وظایفی است که مدیران امروزی و سکانداران حال حاضر ورزش باید برای خود قائل باشند و جذب این افراد را جزو برنامههای اصلی خود بدانند.

هفته پیش در سرمقاله مطلبی به همین مضمون نوشتیم و بهانه نگارش آن مطلب هم فراخوان یکی از چهرههای شناخته شده ورزش ایران در عرصه مدیریتی(دکتر نصرالله سجادی) از سوی آقای صالحی امیری(رئیس کمیته ملی المپیک) بود. این حرکت را به فال نیک میگیریم امیدواریم فقط به این یک مورد و یک مدیر بسنده و اکتفا نشود و شروعی و نشانهای باشد از این واقعیت که مدیران امروز ورزش ما خوب میدانند که ورزش ارث پدری کسی نیست، ملک طلق و حریم خصوصی هیچ باند و حزب و جناحی نیست، اهالی ورزش به دیارالبشری بدهکار نیستند و بر این اساس آنها فراتر از باند و جناح و قبیله و... تصمیم دارند با نگرش عقلانی، ملی و انقلابی، از سرمایههای فکری و مدیریتی ورزش در جهت تحقق اهداف بلند و به فعلیت درآوردن توان بالقوه ورزش ایران و... ارائه بهترین خدمات آن گونه که در شأن و لیاقت ملت بزرگ و سرفراز ایران اسلامی بیشترین استفاده و بهره را ببرند.

هنر پول خرج کردن!

در شماره قبل به مناسبت حرفهای وزیر محترم ورزش در استان فارس و شهر شیراز، بنا بر وظیفه حرفهای بار دیگر این معنی و اصل را یادآور شدیم که «ورزش مال مردم است»، «صاحبان اصلی ورزش مردم هستند»، البته منظور ما در آن مطلب «ورزش قهرمانی» بود، اما این اصل کلیت ورزش و ورزش در همه ابعاد را دربر میگیرد. در آن مطلب ما با وزیر محترم ورزش در این باره که باید استان فارس نماینده در «لیگ برتر» داشته باشد توافق خود را اعلام و این نکته را هم اضافه کردیم که این فقط استان فارس نیست که نمایندهاش - بدون تردید بیش از هر عاملی به دلیل مشکلات مالی - در لیگ برتر چند سال است غایب است، بلکه استانهای دیگری و تیمهای مردمی دیگری هم هستند که باز هم به دلیل مشکلات مالی از گردونه حضور در سطح اول فوتبال مملکت خارج هستند و ... بالاخره توضیح دادیم که اینکه ما علت اصلی غیبت این تیمها و استانها را در لیگ برتر، بیش از هر چیز مشکلات و کمبودهای مالی مطرح میکنیم به این معنا نیست که کلیت فوتبال (و حتی ورزش) ما با فقر و ناداری و تنگدستی دست به گریبان است، نه، در فوتبال (و ورزش) ایران آنقدر «پول» و منابع مالی هست که کفاف احتیاجات آن را بدهد، منتها آنچه که نیست «هنر پول خرج کردن» است. پول هست، اما بد خرج میکنیم. پول هست، اما در جای خود خرج نمیکنیم. مثال زدیم که درحالیکه بسیاری از شهرها و استانهای ما خرج روبه راه کردن و سرپا نگهداشتن تیمهای خود را که از پایگاه مردمی هم برخوردار هستند، ندارند، هستند تیمهایی بدون پایگاه مردمی، اما از جیب این مردم، ما که بدون دغدغه و نگرانی سالهاست در لیگ برتر فوتبال (و دیگر رشتهها) کنگر خورده و لنگر انداخته، بعضا خروجی درست و درمانی هم ندارند! و باز در مقابل میبینیم تیمهای ریشهدار، مردمی و پرطرفداری مثل دو تیم معروف تهرانی تقریبا هر روز و هر هفته با بحران و گرفتاری روبهرو هستند که چون به موضوع عمیق شویم، درمییابیم که ریشه مشکل «مالی» است و جلوتر که برویم به عامل «مدیریتی» برمیخوریم.

تماس خوانندگان

طی چند روز گذشته که این مطلب در مجله چاپ شده و بعضی خوانندگان آن را ملاحظه و زحمت مطالعه آن را تحمل کردهاند، تنی چند از این عزیزان در تماس با نگارنده ضمن تایید مضمون و محتوای آن نوشته، خواستهاند، اولا در این باره بیشتر بنویسیم و توضیح دهیم و ثانیا مسئولان به این حرفها و نوشتهها توجه کنند. درباره خواسته دوم از ما و این قلم کاری ساخته نیست اما درباره خواسته اول عرض میکنیم پیش از این هم بارها، هم ما و هم همکاران ما در این نشریه و سایر رسانهها این معنی و اصل بدیهی را که «ورزش مال مردم است» تشریح و تبیین و یادآوری کردهایم ولی متاسفانه مثل خیلی کارها - آن هم بدبختانه نه فقط در ورزش - انجام میشود که با اصول و تجربیات و توصیهها نمیخواند.

مردم و برف تهران!

درواقع بعضی در قامت مدیر و مسئول و تصمیمگیرنده و برنامهریز و مجری عنان کار را به دست گرفته و مسئولیتی را پذیرفته اما علیرغم شعارها و برخلاف قول وقرارها برای انجام آن مسئولیت و تحقق اهداف آن مجموعه و تشکیلات (در اینجا ورزش) میخواهد از کژراهه و یا بیراهه به مقصد و منزل برسد و این مسلم است که ناشدنی و غیرممکن است. بدون تعارف بگوییم در ورزش ما - مثل خیلی جاهای دیگر- هنوز معنی و مفهوم «مردم» به درستی جا نیفتاده است و لاجرم اهمیت و توجه به آن هم جدی گرفته نمیشود. همه ما داستان برف نیمهسنگین چند روز پیش تهران و گرفتاریهای مردم در خیابانها و فرودگاهها و تاکسی با کرایه یک میلیون تومانی و کیسه پلاستیک 20 هزار تومانی و ... الخ را شنیدهایم. این اتفاقات و عینیات اثباگر همین ادعای ماست که «مردم» در نظر و باور خیلی از ماها، معنی و مفهومی ندارد و علیرغم این همه حرف از مردم زدن و شعار مردم دادن و مردم مردم کردن و ... در هر حادثه و نیمچه حادثهای این مردم هستند، که باید به انحاء گوناگون تاوان بدهند و متضرر شوند. این درحالی است که در آئین الهی و کتاب آسمانی که اینقدر به نامش قسم میخوریم و سوگند یاد میکنیم درباره مردم و خدمت و به مردم توصیه شده است. در این مکتب مردم «واسطه فیض الهی» هستند. یعنی بهترین راه برای رسیدن به خدا تقرب به الله و محبوب خالق شدن این است که به مردم (یعنی بندگان خدا) خدمت کنیم. اشکرکمالله. اشکرکم للناس. این فرمایش معصوم(ع) است که میفرماید: شکرگزارترین شما از خدا، کسی است که از مردم بیشتر شکرگزاری کند.

چرا از «راه» نمیرویم؟

دروغ میگوید کسی که خدا را موحد و خدشناس و خدادوست وحقپرست میداند، اما در ذهن و باور خود مردم را به هیچ بینگارد و پست و اموری که به مردم و جامعه مربوط است چون گرگی گرسنه و درنده که به گله آهوان نگاه میکند، بنگرد. حضرت امیر(ع) در همین باره است که میفرماید: «پست و مقامهایی که دراختیار شماست مسئولیتی است که بر گردن شما سنگینی میکند، با آن به عنوان طعمه رفتار نکنید.» از مطلب و حرف اصلی زیاد دور نشویم. ریشه اصلیای که خیلی وقتها به اصول و موضوعات بدیهی عمل نمیشود، به جای رفتن از «راه»، بیراههروی و کجروی صورت میگیرد، برای این است که قرار نیست کار برای «مردم» انجام شود، قرار نیست خروجی آن کار و فعالیت به نفع «جامعه» تمام شود وگرنه چرا بعضی مدیران و مسئولان لقمه را دور سر خود میچرخانند و آن را داخل دهان خود میگذارند؟! بعضی وقتها هم اصلا نمیگذارند!

صرف آرزو کافی نیست

این که آقای وزیر و هر مسئول و مدیری که اظهار امیدواری میکند که استانهای این کشور نمایندهای در لیگ برتر فوتبال (و نیز فوتبال) داشته باشند، و تیمهای مردمی و ریشهدار مثل آرارات و برق شیراز و فجر سپاسی و ملوان انزلی و ... دوباره به رده برتر مسابقات فوتبال کشوری برگردند، البته آرزویی میمون و خواستهای مبارک است اما صرف آرزو و خواسته دردی از دردهای فوتبال دوا نمیکند و نمیتواند در حرکت این رشته در مسیر رو به جلو موثر باشد. اهالی ورزش انتظار دارند آنچه را که به عنوان آرزو درباره ورزش کشور خود در سر میپرورانند و آنچه راکه مسئولان ورزش کشور خود به عنوان یک اصل و کاری که باید انجام شود، بر زبان میآورند، «عملی» هم بشود و درواقع برای «عملی شدن» آن تدبیر نمایند و «راهکار» پیدا کند و بعد برای تحقق آن، عزمها را جزم کرده، خود را برای درافتادن با مانعتراشیها وسنگاندازیهای اجتنابناپذیر آماده نمایند.


اهالی ورزش، انتظار عمل دارند

حضور امثال کریمی به نفع فوتبال است

علی کریمی بازیکن با استیل و موثر سابق فوتبال ایران، چند هفتهای است حاشیهنشینی را کنار گذاشته و در قامت «سرمربی» دوباره به متن فوتبال ایران گام نهاده است. صرف این خبر و اتفاق، اتفاق مبارکی است. فوتبال مال امثال کریمیهاست. آنها هستند که با سپری کردن مراحل مختلف، زحمت کشیدن و عرق ریختن و ... یکی یکی پلههای ترقی را در فوتبال طی کرده و حالا در سنین بازنشستگی از «بازیگری»، به عنوان «مربی» جوان گام در مرحله بعدی و بالاتر گذاشتهاند. هرچقدر امثال کریمی در فوتبال ما تعدادشان بیشتر شود و فرصت کار و اقدام و فعالیت پیدا کنند، از همه جهات به نفع فوتبال ایران است. حداقل فایده آن این است که عرصه بر نااهلان و راه بر رخنه حاضری خورها بسته میشود و ... بنابراین حضور اهل فن را در متن و میدان فوتبال باید اولا به فال نیک گرفت، ثانیا کمک کرد تا این افراد حفظ شوند و تجربیات خود رابه نسل جوانتر و بعدی فوتبال منتقل کنند. ثانیا باید بستر را به گونهای فراهم آورد که این روند با قدرت و شد ت بیشتری ادامه پیدا کند. همانطور که گفتیم حضور امثال کریمیها در متن فوتبال ایران، هر چقدر به صلاح و نفع این رشته ورزشی است، به ضرر عناصر آویزان و عوضی آمدهای است که در فوتبال بیش از هر چیز منافع نابه حق خود را جستوجو میکند.

«مبارزه»، راه و روش دارد

حضور کریمیها راه را بر جولان دادن این افراد و جریانات حامی و دلالی آنها تنگ میکند. برای تداوم این روند هم باید کمک کنند، به ویژه علی کریمی و مثل او باید مراقب خود و رفتار و سابقه و جایگاه و شخصیت خود باشند. دربرابر اتفاقات و فرازونشیبهایی که به طور طبیعی جزو لاینفک حرفه مربیگری است، بر خود مسلط باشند و با اعصاب و روان آماده و سعهصدر با مسائل و مشکلات برخورد نمایند.

با این مقدمه کوتاه عرض میکنیم که آنچه در جریان کنفرانس رسانهای بعد از بازی سپیدرود و استقلال خوزستان در رشت اتفاق افتاد و از کریمی سر زد، قابل قبول نیست و در درجه اول به نفع کریمی هم نیست. قبول داریم که در این فوتبال دلایل بیشماری برای عصبانی شدن و از کوره در رفتن وجود دارد که اکثر آنها هم ریشه در عملکرد جریانات بیمار، رفتارهای غلط، تصمیمهای نابهجا و باندهای تخریبگر و ... دارد، اما مبارزه و راه مقابله با این جریانات و غلطکاریها، عصبانی شدن و از کوره در رفتن و فریاد کشیدن و انجام بعضی حرکات و اظهار بعضی حرفها نیست، این نوع کارها درست همان چیزی است که آن جریانات مخرب و ضدفوتبال که نان و نام خود را در این رشته ورزشی جستوجو میکنند، میخواهند. هر چقدر کریمی و امثال او در فوتبال ما تعدادشان کم باشد، این افراد بیشتر دور برمیدارند و در امور دخالت میکنند و خط و ربط تعیین میکنند و اظهار فضل میکنند و ...

کریمی نباید «گزک» بدهد

به همین دلیل هم هست که این جریانات مخالف حضور افراد لایق و کاربلد در «متن» فوتبال هستند و از دیدن و تماشای حضور آنها در صحنه دست و پای خود را گم میکنند، برآشفته میشوند، تبلیغ منفی راه میاندازند، آنها را به آنچه که خودشان لایقش هستند (مثل مافیا و بند و بست و باندبازی و ...) متهم میکنند و ... در این باره به ویژه طی سالهای اخیر در فوتبال ما نمونههای زیادی وجود دارد که کافی است کریمی به ذهن و حافظه خود رجوع کند، تا به ریشه بسیاری از جریانسازیهای تخریبی علیه افراد لایق و توانمند فوتبال پی ببرد و بیشتر مراقب خودش باشد تا ضمن مبارزه با پلشتیها، گزک دست بدخواهان ندهد. در هرحال این چند کلمه را از سر وظیفه قلمی کردیم، چراکه همانطور که در آغاز این مطلب گفتیم، این نشریه کهنهکار و باتجربه معتقد است هر چقدر افراد فوتبال، اهل فن، که عصاره این رشته هستند، در فوتبال فعالتر و شاغلتر و حضور موثر داشته باشند، سرعت فوتبال ما، در حرکت رو به جلو، پرشتابتر و روانتر خواهد بود و ...

*سیدمحمدسعید مدنی

نام:
ایمیل:
* نظر: