ویژه نامه «جام جهانی 2018 روسیه» کیهان ورزشی به زودی در سراسر کشور منتشر خواهد شد              منتظر باشید...
      
PDF نسخه کامل مجله
دوشنبه ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - May 28 2018
کد خبر: ۳۳۳۴۸
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۳

تردیدی وجود ندارد که طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ورزش ایران مثل خیلی حوزهها و عرصههای دیگر از رشد و پیشرفت قابل توجهی برخوردار شده است. امروز ورزش و ورزشکردن برخلاف باور گذشته و طرز تلقی حاکم در جامعه، به عنوان یک ضرورت و باور همگانی مطرح است و بدون اغراق یک ارزش فرهنگی در جامعه و نزد تودههای مردم به حساب میآید. در ابعاد قهرمانی نیز ورزش ایران از حالت یک یا دو رشتهای خارج شده است و به علاوه قهرمانی و افتخارآفرینی از انحصار «مردان» بیرون آمده و دختران سرفراز و پسران برومند کشورمان در عرصههای قارهای و بینالمللی آن هم نه در یک یا دو رشته، بلکه در رشتههای مختلف ورزشی برای کشور عزیز ایران افتخارآفرینی میکنند، در سالنها و میادین خارجی پرچم سه رنگ و زیبای کشور را برمیافرازند و سرود مقدس ایران اسلامی را مترنم میسازند و... و این تازه آغاز کار و شروع ماجراست! آری این تازه آغاز و شروع ماجراست، چون ظرفیت پنهان و قدرت نهفته ورزش و ورزشکاران ما بدون اغراق خیلی بیش از اینهاست که تاکنون بروز یافته و عینیت پیدا کرده است.

به گواه و اذعان کارشناسان داخلی و خارجی، کمیت امکانات مادی و کیفیت نیروی انسانی موجود در ورزش ما به گونهای است که در صورت بهرهبرداری درست از آنها و ریلگذاری صحیح و کفران نعمت نکردن، «ایران» این توانایی را دارد که به کشوری صاحب ورزش و مطرح در رقابتهای بزرگ جهانی و قارهای مثل بازیهای آسیایی یا حتی المپیکها مطرح شود. البته تا رسیدن به آن نقطه و منزل فاصلهای طولانی در پیش است و برای طی کردن این مسافت، کارهای زیادی به ویژه از جهت مدیریتی و برنامهریزی باید صورت گیرد، اما مهم این است که این کار «شدنی» و این هدف «تحقق یافتنی» است و هرگز امری محال و آرزویی بلندپروازانه و دست نیافتنی نیست.

در ارزیابی منصفانه و با تکیه بر واقعیات باید گفت طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در مقاطع و دورههای مختلف مدیریتی تلاشهای بسیاری صورت گرفته و به موازات و متناسب با آن خدمات فراوانی هم از جنبههای مختلف به ورزش صورت گرفته است و علیرغم کاستیها و نقایص بعضی رفتارهای غلط در مجموع ورزش ایران در حرکتی رو به جلو در مسیر پیشرفت قرار دارد. همان طور که گفته شد این ادعا را میشود با تکیه بر واقعیات و ذکر نمونههای فراوان و پیروزیهای افتخارآفرین و مدالآوریهای غرورانگیز ورزشکاران این آب و خاک در رشتههای مختلف به راحتی اثبات کرد واقعیات و نمونههایی که برای اهالی ورزش و آنها که به ویژه در سنین بالاتر از نزدیک پیگیر اتفاقات و رویدادهای ورزش ایران و جهان هستند، کاملا ملموس و بدیهی است.

با این همه، خوب است حالا که در ایام مبارک و فرخنده دهه فجر هستیم، یک بار دیگر به این نکته- که بارها و به مناسبتهای مختلف به آن پرداختهایم- تاکید نمائیم که علیرغم تلاشها و زحمات صورت گرفته هنوز ورزش ایران برای پرواز کردن و اوج گرفتن و ارتقای جایگاه خود جا و ظرفیت دارد و خیلی از تواناییها و داشتههای ورزش که میتواند در این حرکت و پرواز آن را یاری دهد، مغفول مانده و یا از آنها به درستی استفاده نمیشود. درباره اینکه چرا ورزش ایران علیرغم این داشتهها و این ظرفیت بالقوه، هنوز آنگونه که انتظار و توقع میرود، پیشرفت نکرده دلایل متعددی وجود دارد که به سهم خود بارها به آن پرداختهایم، چون در این مقال بنای ما بر اختصارنویسی است به یکی از این دلایل و شاید مهمترین آنها اشاره میکنیم، عاملی به نام «مدیریت»! در خیلی از دورهها و مقاطع با وجود تلاشهایی که شده و فعالیتهایی که در جهت رشد و توسعه ورزش ایران صورت گرفته، اما چون کار دست کاردان نبوده و اگر با زبان ورزشی و راحتتر بخواهیم بگوئیم، چون انتخاب افراد و قرار گرفتن آنها در مناصب حساس و مهم و مدیریتی ورزش، «ورزشی» و یا «حرفهای» نبوده است، و اکثر انتصابها آن هم گاه در راس و بالاترین مقامهای اجرایی ورزش بیشتر با رویکرد جناحی و سیاسی صورت گرفته اداره ورزش به شکل مطلوب و منتهی به نتیجه ساماننیافته است. این اشکال به این و آن دولت و این خط و جریان سیاسی خاص هم برنمیگردد، همانطور که عرض شد تقریبا در اکثر دورهها فرد اول ورزش و مدیران بعضی پستهای حساس ورزش با دید صرفا «ورزشی» انتخاب نشده اند و در این انتخاب و انتصابها مصلحت ورزش در اولویت نبوده است با وجود این، مدیرانی که به هر دلیلی در مقطعی مسئولیت اداره ورزش را برعهده داشتهاند، اکثرا، سعی کرده اند، به سهم خود منشأ خدمات و اقدامات مثبتی برای پیشرفت ورزش باشند، هر یک از آنان بالاخره دارای سوابق مدیریتی و تجربه اداره سازمان و حتی وزارتخانهای را در کارنامه خود داشتند، و پیشرفتهایی هم که در ورزش صورت گرفته معلول این توان و تجربه مدیریتی آنان بوده و البته هر جا هم اتفاقات مورد انتظار در ورزش صورت نگرفته، به دلیل فقدان شناخت لازم و حرفهای آنها از حوزه ورزش بوده است. بارها نوشتهایم، اینجا باز تاکید و تکرار میکنیم، اگر این نگاه در ورزش اصلاح شود و در واقع ورزش ، به ابزار خدمت به سایر حوزهها و یا حیاطخلوت مسئولان و یا محلی برای رعایت ملاحظات سیاسی و سهمدهی به یاران حزبی و همکاران انتخاباتی و... تبدیل نشود و به ورزش به اندازه خودش، اهمیت داده شود، و انتصاب و انتخاب مسئولان خرد و کلان آن با توجه به «مصلحت ورزش» و «انتظارات اهالی ورزش» برای مناصب مدیریتی صورت بگیرد، تردید نباید کرد که وضع ورزش از این که هست، به مراتب بهتر میشود و آینده روشنتر و پرافتخارتر در انتظار آن خواهد بود.

* سیدمحمد سعید مدنی

نام:
ایمیل:
* نظر: