اینستاگرام کیهان ورزشی را به آدرس kayhanvarzeshi.ir دنبال کنید      
آخرین اخبار از ورزش ایران و جهان را در سایت www.kayhanvarzeshi.ir بخوانید
      
PDF نسخه کامل مجله
پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۴۰۰ - April 15 2021
کد خبر: ۶۲۷۸۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۲
کیهان ورزشی-
حمید ترابپور- فوتبال ایران یکی از مهمترین فصل های خود را پشت سر می گذارد و این فصل به همان اندازه ای که می تواند به برون رفت این رشته از پیله نامیمون چندین ساله کمک کند، می تواند آغاز تیره روزی های دیگری باشد. همه چیز در گرو انتخاباتی است که فردا (یکشنبه) برگزار خواهد شد تا از بین 4 گزینه ریاست فدراسیون، یک نفر سکان هدایت این کشتی به گل نشسته را عهده دار شود. هدف از این یادداشت، بررسی کارنامه کاندیداهای ریاست فوتبال نیست بلکه پرداختن به سالی است که نکو بودن یا نبودن آن را بهار فردا مشخص می کند. پیش ازنگاه به انتخابات فردا، بد نیست اشاره ای داشته باشیم به یک انتخابات دیگر؛ انتخاباتی که هفته گذشته(دوشنبه) برگزار شد تا از دل آن، رییس هیات فوتبال تهران معرفی شود. فوتبال تهران با توجه به اهمیت و سابقه ای که دارد باید جدی گرفته شود؛ مسئله ای که در بیش از یک دهه گذشته دیده نشده و محصول این نادیده گرفتن، افت فوتبال پایتخت و ریشه گرفتن فساد در تار و پود آن است. آنهایی که از گذشته های دور فوتبال تهران را رصد کرده اند نیک می دانند که روزگاری، همین فوتبال، خاستگاه ستارگان بزرگی بود و سالانه نفرات تاثیرگذاری را به سطح اول فوتبال کشور و ملی تقدیم می کرد. اما آن فضا و آن کارخانه بازیکن سازی پس از روی کار آمدن مدیران غیر متخصص، به محلی برای جولان فرصت طلبان، دلالان و عوضی آمده ها تبدیل شد؛ به گونه ای که کاسبی در اولویت برنامه های برخی تیمداران، مدیران و مربیان قرار گرفت و حاصل این حضور کاسب ها، رانده شدن عاشق ها بوده است. با این مقدمه به انتخابات هیات فوتبال برمی گردیم؛ جایی که با رای اعضای مجمع حبیب الله شیرازی برای دوره ای دیگر به عنوان رییس انتخاب شد. این انتخاب در حالی صورت گرفت که اغلب اهالی فوتبال و دلسوزان و حتی بسیاری از مربیان شاغل در رده های مختلف فوتبال تهران طی سالهای اخیر و بویژه ماههای منتهی به انتخابات، از تفکر حاکم بر فوتبال پایتخت و اداره شدن هیات به صورت باندی و قوم و خویشی انتقاد کرده بودند و این امید را داشتند که در انتخابات پیش رو فردی به جای شیرازی قرار بگیرد که اولا آشنا به امور فوتبال باشد و ثانیا با دلسوزی و نیت خدمت، خونی تازه را در رگ های خشکیده این بخش از ورزش کشور تزریق کند، اما آنچه از دل انتخابات هفته گذشته بیرون آمد، با آن امیدواری ها در تضاد بود و حالا باید به تماشای همان ساختمان کج و معوجی بنشینیم که جناب شیرازی و دوستان شان ساخته بودند. چنین اتفاقی به تنهایی گویای این حقیقت تلخ در ورزش ایران است که؛ هیچ اراده ای برای اصلاح وجود ندارد!
.. و حالا از آن انتخابات که برنده‌اش شیرازی و رفقا و بازنده اش فوتبال تهران بود به انتخابات مهمتری می رسیم؛ انتخاباتی که اتفاقا اگر امروز رییس هیات فوتبال تهران با تمام ضعف های مدیریتی و ناکارآمدی هایش ابقا می شود، آن ماندگاری، ریشه در حضور حامیان وی در راس فدراسیون فوتبال و هیات رییسه آن دارد؛ حامیانی که یک نفر آنها که از قضا در فاجعه قرارداد مارک ویلموتس جز نقش آفرینان بود و می بایست به جز برکناری فوری از مسئولیت خود، به دلیل حیف و میل بیت المال مورد بازخواست در محاکم قضایی قرار می گرفت، یک هفته قبل از انتخابات ریاست فدراسیون و در انتخابات هیات فوتبال تهران، فاتحانه در برابر خبرنگاران ایستاده بود و ...!
اینکه فوتبال در انتخابات فردا به یک چهره فوتبالی سپرده شود یا مدیری غیر فوتبالی موضوع مورد بحث محافل مختلف در ماههای اخیر بوده است اما از دید ما، فارغ از این مسئله، فوتبال باید به اهلش سپرده شود؛ حال آن اهل فوتبالی باشد یا با شورت ورزشی عکسی نداشته باشد مهم نیست. البته تجربه نشان داده که یک فرد آشنا به امور فوتبال و زیر و بم های آن، اگر آن شناخت را با دلسوزی و نیت خدمت تلفیق کند، می تواند بهتر از هر کسی کارها را پیش ببرد و پیشرفت حاصل نماید، به شرطی که واقعا اراده ای و خواسته ای جدی از سوی دست اندرکاران به جهت نجات فوتبال وجود داشته باشد که متاسفانه آنچه در انتخابات هیات فوتبال تهران و نقش آفرینی برخی مدیران فدراسیون در ابقای حبیب الله شیرازی دیدیم، خلاف این نظر را نشان می داد و زنگ خطری را به صدا درآورد که مبادا فدراسیون باردیگر به دست اشتباهی آمده ها و «کنگر خورده و لنگر انداخته» ها بیفتد. تا فردا صبر می کنیم؛ باید دید سرنوشت فوتبال به کجا می کشد؟

کدامیک از آن سه کاندیدا صحبت از مبارزه با فساد کرده است؟
*دکتر محمد دادکان
انتخاباتی را پیش رو داریم که مشخص نیست آرای آن دقیقا به سمت کدام گزینه می رود اما با آنکه معتقدم علی کریمی شانس زیادی برای ریاست ندارد امیدوارم او به این مهم برسد. علی کریمی آدم سالمی است و شعارش هم فوتبال پاک است. کدام یک از آن سه گزینه دیگر شعارشان پاک سازی و سالم سازی فوتبال بود؟ کدام شان از مبارزه با فساد در فوتبال صحبت کردند؟ بنده وقتی می بینم فقط علی کریمی به دنبال این حرفها است خب او را گزینه مناسب معرفی می کنم. بزرگترین کاری که رییس آینده فدراسیون فوتبال باید انجام دهد مبارزه با فسادی است که طی سالهای گذشته جلوی پیشرفت این رشته را گرفته بود. اول مبارزه با فساد و بعد مسایل فنی و صعود به جام جهانی. البته این فسادزدایی نه فقط در بدنه فوتبال که باید در کل ورزش و از راس وزارت ورزش صورت بگیرد. اگر علی کریمی رییس فدراسیون فوتبال نشود و یک نفر از آن سه گزینه به این پست برسد اوضاع فوتبال بدتر می شود. بنده از شما سوال می کنم: آیا اگر کریمی رییس فدراسیون شود اوضاع را از این که هست می کند؟ حداقل این است که مشکلات مالی ایجاد نمی شود و بیت المال حیف و میل نمی شود.
درباره احتمال مهندسی انتخابات هم باید یادآور شوم که؛ بعید است این انتخابات سالم باشد چون در کشور ما در انتخابات فدراسیون هایی چون کشتی، والیبال، فوتبال و ... قطعا دخل و تصرف می شود.
انتخابات فوتبال، جنگ طیف‌های سیاسی
*رسول کربکندی
دیدگاه اهالی فوتبال این است که فردی در راس فدراسیون قرار بگیرد که در وهله نخست به دنبال پایان دادن به زد و بندها باشد تا فوتبال از این شرایطی که در آن گرفتار شده است نجات پیدا کند. متاسفانه در تمام این سالها، شاهد تحقق این خواسته نبوده ایم. نفراتی که برای انتخابات فردا کاندیدا شده اند اغلب سیاسی هستند اما من به یک دو نفر آنها امیدوار هستم. این امیدواری زمانی بیشتر می شود که از دل این انتخابات فردی شایسته برگزیده شود اما حقیقت این است که باید دید سیستم ورزش ما و برخی سیاستمداران چه کسی را می خواهند. بیشتر این نفرات که کاندیدا شده اند به یکی از مراکز قدرت و بخش های سیاسی وصل هستند و در واقع انتخابات فردا جنگ طیف های سیاسی است. در تمام این سالها هیچ اراده ای ای برای اصلاح امور ندیده ایم. جایی که پول و شهرت باشد خیلی ها به دنبال صندلی ریاست آن می روند. بعد رسانه ای این مسئولیت خیلی ها را وسوسه می کند. شما شاید اگر در خیابان یکی از وزرای دولت را ببینید او را نشناسید اما قطعا هر آدمی که مدتی در فوتبال بوده است را می شناسید. درباره فقدان اراده به جهت اصلاح فوتبال، انتخابات اخیر هیات فوتبال تهران را مثال می زنم. جایی که رییس منتخب آن همان فردی است که سالها آن مسئولیت را داشته و نتوانسته تحولی در فوتبال تهران ایجاد کند. ترس من این است که انتخابات فدراسیون فوتبال هم به همان دردی دچار شود که انتخابات هیات فوتبال تهران شده است.
انتخابات هیات فوتبال تهران، «آلارم» قبل از انتخابات فدراسیون
*دکتر بیژن ذوالفقارنسب
حذف برخی افراد از انتخابات با توجه به آنکه آن افراد در چرخه بودند و می توانستند آرای مجمع را به سمت خودشان جذب کنند، سبب شد تا 4 گزینه باقی بمانند و همین موضوع نشان از یک روند رو به رشد دارد اما اینکه فردا بهترین گزینه به راس فدراسیون برسد سوالی است که نمی توان فعلا پاسخی به آن داد. برنامه نوشتن به تنهایی مهم نیست و هر کاندیدایی می تواند به عده ای ماموریت بدهد تا برایش برنامه بنویسند بلکه مهم این است که آن برنامه ها اجرایی شود و قابلیت اجرا داشته باشد. بنده نمی دانم این کاندیداها با چه کارگروهی وارد عرصه انتخابات خواهند شد اما می دانم که اداره این فدراسیون کار دشواری است و مشکلات فراوانی انتظار رییس بعدی را می کشد. فردی که در راس قرار می گیرد جدا از پشتوانه معنوی باید حمایت دولت، مجلس و ... داشته باشد و آنها را با برنامه های خود همراه کند. امیدواریم اتفاقی که در انتخابات هیات فوتبال تهران افتاد در انتخابات فردا رخ ندهد؛ یعنی فردی که عملکرد وی با انتقادات فراوانی همراه بوده و ... صاحب پست نشود. انتخابات هیات فوتبال تهران یک هفته قبل از انتخابات ریاست فدراسیون، آلارمی بود که اگر خطر آن را جدی نگیریم فوتبال مان بار دیگر در مسیر خرابی قرار می گیرد.
پرونده ویژه/ در فدراسیون به روی چه کسی باز می شود؟چه کسی می‌تواند این فوتبال را نجات دهد؟
*دکتر محمدرضا زادمهر
وقتی به فهرست نفراتی که برای انتخابات فدراسیون فوتبال کاندیدا شده اند نگاه می کنم بدون آنکه بخواهم به کسی بی احترامی کنم باید اعلام کنم که تنها علی کریمی است که در بین این نفرات می تواند اوضاع فوتبال را سر و سامان دهد. البته افرادی بودند که وارد این عرصه نشدند و آنها نیز توانایی اداره فوتبال را داشتند. شاید از دید برخی علی کریمی که سابقه مدیریت ندارد قدرت اداره این فدراسیون را نداشته باشد اما از نظربنده اگر فردی مثل او در راس قرار بگیرد خیلی ها هستند که به خاطر کشورشان و برای نجات فوتبال حاضرند او را یاری دهند. از دید من، جامعه پزشکی را کسی نمی تواند نجات دهد جز خود پزشکان. جامعه مهندسی را فقط مهندس ها می توانند نجات دهند. در فوتبال هم فقط اهالی فوتبال قدرت اصلاح اوضاع و احوال کنونی را دارند. به همین دلیل است که من از بین این 4 نفر سراغ فردی می روم که فوتبالی است و مشکلات این رشته را می شناسد و در واقع همه آن مشکلات را با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده است. درباره موضوع مدیریت این را نیز باید یادآور شوم که مدیریت بخشی اکتسابی دارد اما بخش اعظم آن ذاتی است و یک نفر مثل علی کریمی این توانایی را دارد. در این سالها فوتبال به دست افرادی افتاده بود که جز خرابی حاصلی نداشتند. فوتبال ایران امروز به کسی نیاز دارد که در وهله نخست به دنبال پاکسازی آن از آلودگی ها باشد. این احتمال وجود دارد که این انتخابات مهندسی شده باشد اما امیدوارم چنین موضوعی را نبینیم و در یک انتخابات سالم و شفاف، کسی انتخاب شود که هم به دنبال سالم سازی برود و هم دردهای این رشته را بشناسد و آنها را درمان کند.
کسانی که برای حفظ صندلی خودشان رای می‌دهند
*جلال چراغپور
بنده ، شما و همه کسانی که در ورزش بوده اند، در این 40 سال طیف های مختلف مدیریتی را دیده ایم که در راس فوتبال کشور قرار گرفته اند. شما می توانید لیستی از مدیران ارشد فوتبال از اول انقلاب تا امروز را تهیه کنید و خصوصیات هر کدام شان را نیز مقابل اسم شان بنویسید. مثلا آقای صفایی فراهانی فوتبالی نبود اما از نظر لابی گری با مراکز قدرت توانمندی داشت. یک نفر دیگر فوتبالی بود اما ارتباطی با دولت نداشت. برخی هم که نه فوتبالی بودند و نه قدرتی داشتند. این را گفتم تا مشخص شود درباره همه آن افراد نمی توان صفر مطلق را در نظر گرفت. به تعبیر دیگر، افرادی که در راس فدراسیون قرار گرفتند هر کدام یک ویژگی داشتند و یکی دو نفر هم که اصلا ویژگی نداشتند. برای اداره فدراسیون فوتبال، باید کیفیت و کمیت را در کنار هم قرار داد. این فدراسیون فردی را می خواهد که همه آیتم های مدنظر را داشته باشد اما با نگاهی به کاندیداهای انتخابات فردا، مشخص می شود که این نفرات به تنهایی دارای آن ویژگی ها نیستند. یک نفرشان وزن سیاسی دارد و وزن ورزشی ندارد و یک نفر دیگر صرفا ورزشی است و با مدیریت بیگانه و ...از نظر بنده، اگر این 4 نفر در کنار هم قرار بگیرند می توان از جمع آنها یک مدیریت مناسب برای اداره فوتبال به دست آورد. شاید این صحبت من عجیب باشد اما بهترین فرمول این بود که این نفرات به صورت شورایی فدراسیون را اداره می کردند.
درباره بحث مهندسی احتمالی انتخابات هم، باید ابتدا به انتخابات اخیر هیات فوتبال تهران اشاره کنم. آنجا فردی در راس قرار گرفت که اهالی فوتبال از عملکرد گذشته وی رضایت نداشتند. وقتی شما از یک انتخاب ناراضی هستید، در واقع از چیدمان و معماری مجمع آن رضایت ندارید. آن معماری و آن ساختار برای درست رای دادن شکل نگرفته است و قطعا اگر در انتخابات فردای ریاست فدراسیون فوتبال هم چنین معماری ای را ببینیم، محصول آن راضی کننده نخواهد بود. وقتی تعداد زیادی از آرا توسط روسای هیات ها به صندوق سرازیر می شود شما شاهد یک مهندسی خواهید بود زیرا روسای هیات ها نه برای فوتبال که برای بقای خودشان رای می دهند و انتخاب آنها فردی خواهد بود که به دنبال تغییرات بنیادین نباشد. ما امروز رییس هیاتی داریم که بیش از 15 سال از جای خودش تکان نخورده است!
آرای انتخابات فردا به سمتی می رود که این آقا بخواهد!
*پیروز قربانی
نمی خواهم وارد جزئیات اساسنامه فدراسیون فوتبال شوم اما بدون شک تا وقتی اساسنامه مشکل داشته باشد خیلی نمی توان به خروجی مثبت چنین انتخاباتی امیدوار بود. به طور مثال وقتی نفر اول فدراسیون -چه رییس باشد و چه سرپرست- در تعیین روسای هیات های استان ها نقش آفرینی می کند و به نوعی آنها خودشان را مدیون آن رییس می دانند، طبیعی است که وقتی قرار به برپایی مجمع شود، آن روسای هیات ها گوش به فرمان فردی باشند که مقدمات ماندگاری شان پشت میزهای ریاست را فراهم کرده است. این مشکل بزرگ اساسنامه فوتبال ماست که چیدمان مجمع را به شکلی انجام می دهد که مهندسی انتخابات در آن به آسانی شکل می گیرد. بنده اخیرا به عنوان نماینده مربیان در انتخابات هیات فوتبال تهران حاضر شدم و رای دادم. دلیلی که پذیرفتم شرکت کنم این بود که؛ از نزدیک انتخابات را ببینم و اتفاقا خیلی مسایل را تماشا کردم. این نقد به چنین مجامعی وارد است که رای دهندگان به کسی رای می دهند که برای خودشان بهتر باشد. مثلا آقای شیرازی 10، 12 سال در آن پست بوده است و رای دهندگان ترجیح می دهند همان فرد بماند تا تغییراتی صورت نگیرد و این وسط فقط و فقط فوتبال است که ضربه می خورد. در انتخابات فردای فدراسیون فوتبال هم شک نکنید که آرا به سمتی سرازیر می شود که آقای حیددر بهاروند بخواهد. این یعنی مصیبت فوتبال ما. در کشور ما حتی رییس جمهور هشت سال می ماند اما برخی پست ها مثل ریاست هیات فوتبال تهران و عضویت در هیات رئیسه فدراسیون فوتبال و ...مادام العمر است! بنده امیدی به بهبود اوضاع فوتبال ندارم مگر اینکه در چیدمان مجمع فدراسیون بازنگری شود.


انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
بهزاد روحانی
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۰
0
0
هی نگوییم فوتبال توسط فوتبالی ها اداره شود فوتبال به تمامی ظرفیت ها و پتانسیل نیاز دارد. فوتبال حقوق دان، وکیل،برنامه ریز،مدیری برنامه محور،اقتصادان،سیاستمدار،فردی با سوابق حضور در مجلس،فردی با سابق مثبت در وزارت امور خارجه و آشنا با قوانین بین المللی،پزشک،مدیران غیرفوتبالی و تحصیلکرده،مدیر رسانه ای باسواد،جامعه شناس،استاد دانشگاه و معلم،ایجنت بین المللی و آشنا با قوانین بین المللی فوتبال، و ... احتیاج دارد.فوتبال بانادیده گرفتن ظرفیت ها به شایستگی نمی رسد.متاسفانه تعریفی از رئیس فدراسیون فوتبال در جامعه فوتبال شنیده می شود که از پایه غلط است.هی میگن فوتبال فقط مدیر فوتبالی نیاز دارد درحالی که فوتبال برای تمام جامعه است و اگر سالم و درست کار کند برای جامعه نشاط می آورد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار