اینستاگرام کیهان ورزشی را به آدرس kayhanvarzeshi.ir دنبال کنید      تاسوعا و عاشورای حسینی را تسلیت می گوییم      
PDF نسخه کامل مجله
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ - August 10 2022
کد خبر: ۷۵۰۷۰
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۰:۴۱

رانده شدگان!


پس از مدتها که «رخ‌ به‌ رخ» به علت شرایط کرونایی و محدودیت در انجام مصاحبه منتشر نمی شد، بار دیگر با دعوت از دو چهره که سرنوشت فوتبالی شان در مقطعی به هم گره خورده بود، این بخش را راه اندازی کردیم.
«هادی عقیلی» مدافع اسبق تیم ملی ایران و باشگاه سپاهان، در کنار زوج دفاعی اش در سپاهان کوبنده سالهای نه چندان دور یعنی «محسن بنگر»، میهمان کیهان ورزشی بودند؛ دو نفری که در طول دوران بازیگری شان افت و خیزهایی را تجربه کردند و در نهایت نه به خواست خود بلکه به علت برخی اتفاقات و مسائل عجیب پشت پرده از این عرصه کنار رفتند.
حضور همزمان هادی و محسن در سپاهان، مصادف بود با آغاز فصل شکوفایی و دوران اوج گیری این تیم ریشه دار اصفهانی و بی شک طرفداران سپاهان خاطرات خوشی از این دو نام دارند.
هادی که در بحث بازی ملی نسبت به محسن بنگر شرایط بهتری را تجربه کرده بود، دست آخر با مشاهده برخی بی مهری ها از سپاهان جدا شد. وی همچنین به علت مورد غضب قرار گرفتن از سوی کارلوس کروش، سرمربی اسبق تیم ملی فرصت حضور در دو جام جهانی را از دست داد؛ اتفاقی که درباره اش می گوید: «من هم جای کروش بودم عقیلی را خط می زدم و ...».
روایت محسن بنگر، بی شباهت به هادی نیست و او نیز از باشگاه پرسپولیس که چند سالی در آن توپ زد و با عنوان یک پرسپولیسی پر تلاش و جنگنده شناخته شد، با بغض و گلایه جدا شد.
هادی هم از تیم محبوبش سپاهان که عمر و جوانی خود را در آن گذاشته بود به شکلی عجیب رانده شد و ...
پیرامون این موضوعات و به ویژه سپاهانی که هوادارانش شعار:«حالا حالاها قهرمانیم...» را سر می دادند و آن ترکیب دفاعی قدرتمند و رمز و رازهای شکل گیری «زرد پر افتخار»، با هادی و محسن گفت و گویی را انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:

* برای شروع بحث، بفرمائید از چه خاستگاهی به سمت و سوی فوتبال رفتید و اولین افرادی که استعداد شما را کشف کردند چه کسانی بودند؟

محسن بنگر:خب همه از محله شون شروع می‌کنن.ماهم بچه محله حسین آباد رویان بودیم.اونجا یه تیم داشت، اسمش سوپاپ سازی رویان بود و درلیگ دوی مازندران حضور داشت. یه بازی دوستانه داشتیم با تیم شموشک که اون موقع قهرمان امیدهای کشور بود. همون بازی انتخاب شدم و رضایت نامه گرفتم و رفتم شموشک و ۳ سال اونجا بودم. مالک شموشک هم خدا بیامرز آقای درویش بود. بعد به خدمت سربازی اعزام شدم و سپس به سپاهان رفتم. داستان اصلی فوتبالم از همان روزی که به سپاهان رفتم کلید خورد. اینم بگم که یه آقایی بود که الان هم تو هیات فوتبال مازندرانه به اسم سورتچی، که خیلی کمکم کرد و همچنین آقای مختار بابایی که مربیمون بود و برام زحمات زیادی کشید.

* وضعیت خانوادگی‌تان چگونه بود؟ متمول یا ...؟

بنگر: نه خیلی قوی بودیم و نه خیلی ضعیف؛ متوسط بودیم.

هادی عقیلی: استارت من از محله مسعودیه تهران بود. تو تهران معروف بود که همه میگفتن زمین خاکی بازی کردن، تخصص بچه های مسعودیه است. زمین بابا خانی هم بود و... حتی بعضی وقت ها می‌رفتیم گود شهرزاد بازی می‌کردیم. البته بیشتر در زمین باباخانی بودیم. آقایی به نام حسن صالحی نژاد که هنوز هم در همان محله زندگی می کند مرا به تلاش بیشتر ترغیب و اولین کسی بود که استعدادم را کشف کرد. از نظر باشگاهی هم از تیم مقاومت شروع کردم که هنوز هم یکی از تیم‌های خوب تهرانی است. فکر می کنم از بازیکن سازترین تیم های ایرانی است. بعد یواش یواش جلو رفتم و رسیدم به راه آهن و ...

* عضو تیم های پایه پرسپولیس هم بودید؟

عقیلی: بله، از راه آهن اومدم امیدهای پرسپولیس و ... من رده جوانان بودم اما برای امیدها بازی می کردم و بعد هم با بزرگسالان قرارداد بستم.

*اولین ملاقات شما دو نفر کجا بود؟ یادتان هست؟

بنگر: بله، اولین بار تو هتل اصفهان همدیگر رو دیدیم؛ شایدم اردوی تیم ملی.

عقیلی: نه محسن، اولین بار بازی شموشک بود که ما با سایپا آمده بودیم نوشهر. جام حذفی بود که فکر کنم محسن تعویض شد.اکبر میثاقیان دوید دنبالش و ...محسن هم غر می زد و می رفت و ...(باخنده)

بنگر: آره، اکبر آقا مربیمون بود. ما سه هیچ عقب بودیم .من از همه بچه تر بودم. دو تا دفاع کناری‌هام افتضاح بودن اما اکبر آقا منو تعویض کرد و ...

* نکته مهم درباره شروع فوتبال شما دو نفر، این است که پله پله و بدون داشتن پارتی بالا آمدید.

بنگر: بله، نه مثل الان که همه چیز به این ربط داره که پدرت پول داشته باشه یا نه.ما پارسال یک تیم داشتیم لیگ دو کشور که دیدم برخی چه کارهایی می کنن تا بچه هاشون فوتبالیست بشن. فقط مدیر و مربی مقصر نیستن. برخی پدرهای بازیکنان بیشتر تقصیر دارن. بابای بچه میاد می گه من 500 میلیون تومان می دم بچه ام بیاد تو تیمتون! یک عده هم می گن ما زمین می دیم شما بچه ما رو انتخاب کنید و ...

عقیلی: الان طرف بدون بازی در زمین خاکی و مدرسه فوتبال مستقیم میاد توی مرحله باشگاهی. در اون موقعیتی که ما داشتیم مجبور بودیم توی زمین خاکی بازی کنیم . من چهارده سالم بود که اولین بار زمین چمن را از نزدیک دیدم. محسن درست می گه، پدر و مادرها خودشونم مقصرن که دخالت می کنن و اجازه نمی دن بچه پله پله رشد کنه و ... یک عده به جای اینکه روی بچه شون سرمایه گذاری کنن، روی پول شون سرمایه گذاری می کنن!

*فجایعی که در برخی تیم های پایه و مدارس فوتبال هم رخ می دهد جای خودش را دارد؛ کلا به نظر می رسد فوتبالیست شدن در این دوره و زمانه، مسیر خاص خودش را دارد و البته فیلتر مشخصی که برای آن در نظر گرفته نشده است.

عقیلی: آن فجایعی که شما می گویید در همه جای دنیا هست ولی در دیگر کشورهای روی آن سرپوش نمی زارن و اینجا مخفی اش می کنن. برای همین امروز تولید بازیکن کم شده و ... ونها شفاف سازی می کنن تا جلوی فجایع بعدی گرفته بشه ولی در ایران می گیم بده و نباید اتفاقات تلخ را رسانه ای کرد و ...

بنگر: شاید اگر ما هم در این زمانه می خواستیم فوتبالیست شویم اجازه نمی دادن و نابود می شدیم. ما شانس داشتیم که پست به آدم های درستی خوردیم.

عقیلی: همه چیز به راس بر می گردد. یک تیم تبانی می کند و رییس فدراسیون به جای برخورد، هِرهِر می خنده. می گه اون تیمه امکانات داره پس بزارید بمونه و باید فراموش کنیم تبانی رو و ...!

رانده شدگان!

* داستان اصلی شما دو نفر، وقتی شکل گرفت که در سپاهان همبازی شدید؛ درست است؟

بنگر: بله، انگار دیروز بود. من و هادی در یک روز سپاهانی شدیم. اون زمان استقلال و پرسپولیس ثبات نداشتن. اگه یادتون باشه خیلی تغییرات مربی و مدیر عامل داشتن. الان خداروشکر استقلال ثبات خوبی داره.اون زمان کسی که عاقل بود به سپاهان می‌رفت. سپاهان قهرمان لیگ شده بود. همه میگفتن سپاهان. اسم خیلی بزرگی داشت. الان هم داره. پاس هم تیم خوبی بود ولی یواش یواش داشتن خرابش میکردن. زمانی بود که میخواستن پاس رو از تهران بفرستن همدان. من خودم ۶ ماه قبلش با پاس قرارداد بسته بودم. نتونستم بازی کنم و رفتم سپاهان. سپاهان قهرمان دوره قبل بود.قهرمان جام حذفی بود.دوسال قهرمان لیگ شده بود.خیلی خوب بود. ۸ سالی که اونجا بودم جزو بهترین روزای زندگیم بود.

عقیلی:اون سالی که من سایپا بازی می‌کردم مدیرعامل تیم ما منوچهر صالحی و آدمی بسیار قوی ای بود.اون سالی که عباس جمشیدیان و مجتبی تقوی هم بودن و حاجی مایلی(محمد مایلی کهن) سرمربی بود. سال اولی که به سایپا اومدم و بازی کردم یک «آفر» اومد از سمت تیم سپاهان. هنوز سپاهان فولاد مبارکه سپاهان نشده بود. صالحی گفت که اینا میخوانت. بعد به شوخی گفت: بدیمت بری؟ گفتم نمیدونم، من که قرار داد دارم. به سپاهانی ها گفتن «نه»، ما اینو نمی‌دیم؛ تازه آوردیمش. بعد از یکی دو سال که بازی کردیم دیگه دعوت شدیم تیم ملی.زمان آقای همایون شاهرخی . بعد از اون یه خورده اسممون افتاد توی دهن این و اون. از استقلال و پرسپولیس هم پیشنهاد داشتم. مشورت کردیم، به قول محسن بنگر، به خاطر بی ثباتی که اون زمان توی استقلال و پرسپولیس بود که اصلا نمیدونستیم کی مدیرعامل‌شونه، بهترین انتخاب سپاهان بود.

* داستان هادی عقیلی قبل از رفتن به سایپا و سپاهان کمی عجیب بود. شما بازیکن پرسپولیس بودید اما سر از سایپا درآوردید!

-توی آشفتگی های پرسپولیسی که آقای غمخوار مدیرش شده بود، منو از پرسپولیس به سایپا فروختن.من تازه با تیم پرسپولیس قرار داد بسته بودم.علی آقای پروین گفته بود با این قرار داد ببندین.خدمتم رو هم خریده بودن بعد یهو عباس انصاری فرد مدیرعامل پرسپولیس شد و اگر به خاطر داشته باشین، آقای زم یک دوره سرپرست تیم شد و من چک قراردادم رو از ایشون گرفتم. برای پرسپولیس بازی کردم ولی وقتی که میخواستن ابوالقاسم پور و پژمان جمشیدی رو از سایپا بگیرن، حاجی مایلی گفته بود حالا که اینا رو میخواین بگیرین، این جوون (هادی عقیلی) رو بدین به ما.من شنیده بودم که عباس انصاری فرد گفته بود: کی هست این اصلا؟! بیایین ببرینش و ...و زمانی که به علی آقا پروین خبر دادن من جدا شدم عصبانی شد و گفت من اینجا تصمیم می‌گیرم.کی گفته این بچه بره سایپا؟ تا مدتی سر تمرین سایپا نمی رفتم و همچنان سر تمرین پرسپولیس بودم.علی آقا می‌گفت تا وقتی من هستم تو هم اینجا هستی.بعدش که دید چاره ای جز رفتن من نیست، مصاحبه کرد و گفت: بازیکن رو دادن رفته یه بازیکن دیگه به جاش آوردن که یک چهارم اینم نمی ارزه!

*شاید توفیق اجباری بوده که در آن مقطع در آن تیم پر حاشیه نمانی.

عقیلی: بله، خیلی ها در آن تیم سوختن.

* از فضای سپاهان صحبت کنید!

بنگر: تا یکسال خرس وسط بودیم و هرکی توپ لو می داد ما می رفتیم وسط! البته احترام بر فضای تیم حاکم بود. کلا فضایی بود که می توانستیم در آن رشد کنیم.

عقیلی: فضای خوبی برای پیشرفت داشت. همین الانم بهترین جا برای بازیکنی که بخواد پیشرفت کنه سپاهانه.

رانده شدگان!

*البته زمان برد تا شما در آن تیم جا افتادید و مهره اصلی شدید.

عقیلی: معلومه که زمان می‌بره .ما جایی رفته بودیم که محسن یادشه چطور بود. چهار، پنج تا دفاع بودیم . مسعود خادمی بود.رضا حسن زاده خدا بیامرز بود.سلمان تاجدار بود .همه دفاع بودیم.

بنگر:من خودم یک نیم فصل گذشت تا اونجا جا افتادم.

عقیلی: سال بعدش رضا حسن زاده رفت تراکتور.خادمی رفت ذوب آهن. سلمان تاجدار هم رفت و دیگه ما بودیم.آخرای همان سال محسن به تیم ملی دعوت شد.

بنگر: خداییش ما خوب بودیم. با اینکه بیست و یک سالمون بود و جوون بودین ولی کار رو در می آوردیم .ولی خب سپاهان بازیکن هایی هم داشت که هم قوی بودن هم سنشون بالاتر بود.

عقیلی: یک چیزی هم بود. این که ما گیر یک مربی افتاده بودیم که خدایی فنیش خوب بود اما ...

بنگر: آره، فرهاد کاظمی فنیش خوب بود.هر روز چیز تازه ای یاد می‌گرفتیم.

*اوج گیری شما در آن مقطعی بود که با امیر قلعه نویی دو دوره متوالی قهرمان لیگ برتر شدید؛ از کار کردن با او بگوئید!

بنگر: امیر قلعه نویی به نظر من آدم خیلی خوبیه و با معرفته و دست خیلی ها رو گرفته ؛هر جا نشستم اینو گفتم. اون زمان که در سپاهان بود ما خودمون همه کاره بودیم. امیر خان که به تراکتور رفت کسانی که دورش بودن بهش خیلی ضربه زدن. امیر قلعه نویی هر وقت ضربه خورده از برخی اطرافیانش بوده. حتی در ماجرای تراکتور که من با ایشون درگیر شدم و البته بعد معذرت خواهی کردم، مقصر اطرافیان او بودن که از اعتبار او به نفع خودشون استفاده می کردن. اگر تیم سپاهان با همون کادر و بچه ها همین الان که میانگین سنشون ۳۷ تا ۴۰سال هست دوباره بازی کنه مطمئنم قهرمان لیگ برتر میشه.اون تیم اگر حفظ می شد، با امیر قلعه‌نویی راحت قهرمان لیگ قهرمانان آسیا می شدیم.

عقیلی: من یه چیزی به شما بگم که شاید باورتون نشه.محمود کریمی کمک مربی سپاهان شده بود.به خاطر این که چشمش آسیب دیده بود نمی تونست بازی کنه. من و محسن بودیم. جلال(سید جلال حسینی) هم اومده بود.حمید عزیززاده و... بودند. چهار- پنج تا دفاع وسط بودیم. امیر قلعه نویی به سه دفاعه (سنتی) علاقه داشت.من دفاع وسط بودم و محسن و سید جلال در دو سمت من بازی می کردن.

خیلیا این روش که بازی می‌کردیم رو دوست نداشتن و ناراحت بودن. خود ما هم ناراحت بودیم. وقتی که توی رختکن و یا در جلسه فنی بودیم، بحثمون دیگه حالت دعوا می‌شد با آقای قلعه نویی.ایشون میتوپید به ما. با این حال ما اصرار داشتیم که چهار دفاعه بازی کنیم. هر سه تیم ملی بودیم. می دونستیم با دفاع چهار نفره یکیمون حتما از ترکیب سپاهان بیرون می ره و از تیم ملی خط می خوره، ولی حاضر بودیم یکیمون قربانی بشه ولی تیم پر قدرت باقی بمونه. من به آقای کریمی دستیار آقای قلعه نویی گفتم بهش بگه که اجازه بده چهار دفاعه بازی کنیم و بزاره چرخشی در ترکیب باشیم. یه روز من و جلال، یه روز جلال و محسن ویه روز من و محسن.تهش آقای قلعه نویی هم به این نتیجه رسید که جلال بره دفاع راست.من و محسن هم دفاع وسط.چپ هم احسان حاج صفی بود یا احمد آل نعمه و هاشم بیک زاده.

* خیلی ها آن تیم را طلایی ترین سپاهان پس از انقلاب می دانند؛ راز شکل گیری آن چه بود؟

عقیلی: رازش اتحاد و رفاقت بود. یک مثال بزنم تا بهتر متوجه بشین که برای ما تیم مهم بود نه خودمون. من و محسن داشتیم فیکس بازی می‌کردیم توی تیم. ما بازیکنان با هم مشکلی نداشتیم اگر کسی موش نمی‌دووند، ولی دوست داشتیم سید جلال هم سپاهانی بشه. آن روزها در کوران نقل و انتقالات سید جلال جواب تلفن آقای قلعه نویی که می خواست بیاردش سپاهان رو نمی داد.ما از اردوی تیم ملی که برگشتیم، امیر خان به ما گفت بهش زنگ بزنین.زنگ زدیم سیدجلال و گفتیم بیا اینجا کنار هم بازی کنیم.پولش به موقع است و همه چیزش خوبه -چون جلال هم یک مقدار روی پول حساس است( باخنده)- یعنی داشتیم یک رقیب رو میکشوندیم و میاوردیم تو تیم خودمون .ما بازیکنان با هم خیلی خوب بودیم.ولی اطرافیان آقای قلعه نویی گاهی شیطنت میکردن اما ماها تیم رو حفظ می‌کردیم.اتحادمون خوب بود.

بنگر: اصفهان شهر بسته ایه و اتفاقات زود به گوش مردم می رسد.تلاش می کردیم حاشیه ای درست نشه. ماها علاوه بر اینکه نفرات خوبی و عضو تیم ملی بودیم، نفرات با معرفتی هم بودیم.مثلا جواد کاظمیان،رضا عنایتی...ما مهمونی هامون،مسافرت هامون، تفریحاتمون و ... همش خودمون بودیم با خانواده.همش با هم بودیم.مخصوصا سال آخر که قهرمان شدیم، یک باغ اجاره کرده بودیم و هر هفته قبل بازی همه با هم و با خانواده از صبح تا شب اونجا بودیم.این مسائل نفرات تیم رو چفت کرده بود به هم دیگه.امیر قلعه نویی به جز یکی دو سال اخیر، همیشه یه برگ برنده داشته و آنهم به نوع تیم بستن او بر می گرده.او تیمش رو موقع نقل و انتقالات قهرمان می کنه.مثلا ما دو نفر( بنگر و عقیلی) رو داشت، حمید عزیززاده رو داشت، احمد آل نعمه رو داشت اما سید جلال حسینی رو هم می آورد؛ در کنار تقویت تیم خودش، تیم های دیگه رو ضعیف می‌کرد - یعنی تو نقل و انتقالات پایه قهرمانی رو می گذاشت- و البته همیشه هم توی تیم های پولدار بود. هیچ وقت توی تیمی نبود که پول نداشته باشه.مثلا تراکتور هم سالی که ما بودیم سال وحشتناکی بود... مثال های زیادی هست. مثلا نویدکیا رو داشت، جان واریو رو آورد. ابراهیم توره وعماد رضا رو داشت، رضا عنایتی و جواد کاظمیان و ...رو آورد.رحمان احمدی رو توی دروازه داشت ولی مهدی رحمتی رو هم آورد.

* درباره نقش محرم نویدکیا به عنوان کاپیتان در آن سالها صحبت کنید.

عقیلی: محرم اون سال ها زیاد بازی نمی کرد؛ من تنها توضیحی که می‌تونم بدم اینه.

بنگر: محرم زمان امیر قلعه نویی فقط یک سال خوب بازی کرد.

عقیلی:سال دوم فکر کنم ۷ تا بازی کرد.اون تیم همینطوری که محسن گفت آنقدر بازیکن تیم ملی داشت که اصلا نیازی به کاپیتان نبود. کاپیتان اصلاً معنایی نداشت. مهدی رحمتی تو تیم ملی کاپیتان بود. رضا عنایتی، خود محسن بنگر، جواد کاظمیان ، عماد رضا کاپیتان تیم ملی عراق و ... با این نفرات، اون تیم نیازی به کاپیتان نداشت.

* شاید حسرت بزرگ شما در سپاهان، به سال 2007 برگردد؛ سالی که به یک قدمی جام در لیگ قهرمانان آسیا رسیدید اما با شکست برابر نماینده ژاپن (اوراوا رد) دست تان به آن نخورد.

بنگر: ما حسرت مون توی بازی رفت بود؛ یعنی می تونستیم حداقل با اختلاف سه گل بازی را ببریم. توی بازی برگشت می‌دونستیم شرایطمون سخته.

فکر کنم حداقل سه یا چهار تا تک به تک رو در بازی رفت محمود کریمی نزد. اینجا یک-یک شدیم و رفتیم اونجا پرونده مون بسته شد.

عقیلی: خیلی سخته اونجا قهرمان شدن. ما تیم های ایرانی از لحاظ بازیکن چیزی کم نداریم. ولی از لحاظ تدارکات ضعیف هستیم. ما جدای از بحث فنی، در برابر آنها وقتی کم میاریم که موضوع امکانات مطرح می شه. چند سال قبل که پرسپولیس رفت فینال لیگ قهرمانان، با کریم باقری صحبت کردم. گفتم آقا کریم چرا یک هفته زودتر تیم رو برداشتین بردین ژاپن؟ گفت من چند بار به برانکو گفتم که این کار اشتباه است.

*از آن تیم سپاهان، محرم نویدکیا به جرگه مربیان پیوست و فصل قبل نیز سرمربی زردپوشان بود؛ درباره عملکرد وی، جدایی اش و ... چه نظری دارید؟

بنگر:خب ما توی شرایط اونجا که نبودیم. من هفته پیش اصفهان بودم و با چند تا از بچه‌ها صحبت کردم. یک کمی محرم رو مقصر میدونستن.ولی باز هم محرم می تونست ادامه بده.اگر می خواستن محرم رو بردارن، باید باید سال اول برمیداشتن.چون سال دوم و سوم و چهارم باتجربه بود و دیگه میتونست تیم رو قهرمان کنه.

عقیلی: چرا فکر می کنید که برکنارش کردن؟ شما سه بار استعفا بدی یعنی خودت دوست داری بری. بعد استعفای آخر،آچمزشون کرده بود دیگه.

* به نظر می رسید برخی جریانات دلالی از رفتن او استقبال کردند؛ حتی برخی برنامه های ورزشی سیما.

عقیلی: من حرف هایی که یک نفر در تلویزیون درباره محرم زد رو تائید نمی کنم اما میگم اون حرف ها و اون برنامه مال بعد از استعفای او بود.

* ظاهرا کمی با محرم زاویه دارید؟!

- نه، من دارم واضح میگم دیگه،از این واضح تر چی بگم؟ میگم خودش رفته، چرا یک عده میگن برداشتنش؟ مطمئن باشید اگر همون سال گذشته مجوز استفاده از مربی خارجی رو داشتن، با اومدن آقای ساکت، به جای نویدکیا یک خارجی را بالای سر تیم می گذاشتن.

* کمی از سپاهان فاصله بگیریم؛ محسن بنگر به اندازه ای که انتظار می رفت در سطح ملی بازی نکرد؛ علتش چه بود؟

بنگر: درسته، من فکر کنم ده ، دوازده سال توی اردوهای ملی بودم ولی زیاد بازی نکردم.اولا خودتون دیگه میدونین که ما در تیمی بودیم که سه نفرمون مدافع تیم ملی بودیم.من و هادی و جلال و طبیعی بود که مربی تیم ملی از یک تیم، سه تا دفاع را بازی نده..بعدش توی تیم ملی زیر شکمم پاره شد.مشکل داشتم. ولی خوب من راضیم. خداروشکر.

رانده شدگان!

*در مقابل، هادی عقیلی بالای 60 بازی ملی دارد.

عقیلی: اگر اون اتفاق در زمان کروش نمی افتاد، من دوتا جام جهانی بازی می کردم.

* صادقانه بگو، اگر جای کارلوس کروش بودی هادی عقیلی را کنار می گذاشتی؟

عقیلی: صددرصد، البته مقصر من نبودم اون موقع. اگر از جایگاه بازیکن صحبت کنیم من میگم مقصر نبودم ولی برای اینکه جایگاه مربی حفظ بشه میگم آره حق داشت کنارم بگذارد.

بنگر: من چقدر همون شب بهش گفتم هادی برگرد؛ یادته هادی؟

عقیلی: من خبر نداشتم و بعدا متوجه شدم داستان چه بوده . آن روز قرار نبود دعوت بشم و به اردو برم. اشتباه فدراسیون بود. این بنده خدا کروش هم اومد اردوی تیم ملی دید من هستم. عصبانی شد و به همه توپید که این اینجا چیکار می‌کنه. منم یه تحملی دارم دیگه. خب ناراحت می شوم و می گم برو بابا چی می گی؟

*یعنی سوتفاهم شده بود؟

عقیلی: بله، من قربانی یک سوء تفاهم شدم. مقصر نبودم، تقصیر من فقط این بود که جواب کروش را دادم. وقتی کروش عصبانی شد، اونجا باید کَر می‌شدم و تحمل می‌کردم، تموم می‌شد و می‌رفت.

* درباره کارلوس کروش چه نظری دارید؟

عقیلی: بهترین مربی تاریخ ایران بود بدون شک. من با مربیای خارجی زیادی کار کردم؛ کروش بهترین مربی بود.

بنگر:می‌دونست میخواد چیکار کنه. حتی صبحانه و ناهار و شام بچه ها را زیر نظر داشت.

عقیلی: فنی صحبت می کنم . می‌گم تیم سازبود.خیلی تیم ساز بود. اسکوچیچ اومد یک تیم رو گرفت دستش، اما کروش اگر میومد ایران و هیچ تیمی هم نداشت خودش تیم می‌ساخت. شما یه چیزهایی رو شاید ندیده بودین. کروش همه دفاع وسط های لیگ رو دعوت کرد. تو بقیه پست ها همه بازیکنان لیگ را دعوت می کرد. یعنی حواسش به همه جا بود. از بین همون نفرات ترکیب جام جهانی رو انتخاب کرد.

بنگر: من ۳،۴ تا اردوی زمان کروش را بودم. کروش آدمی بود که وقتی نگات می کرد، کیف می کردی، شب می رفتی خونه و با خودت می‌گفتی کروش نگام کرد. مربی های الان جذبه ندارن. کروش هرکاری که می خواست با آن جذبه ای که داشت برای تیم ایران می کرد.فقط یک بدی داشت به نظرم که مربی برای ایران نساخت. البته اونم به نظرم در اصل ضعف فدراسیون بود.

* قبل از هادی عقیلی، شبیه همین اتفاق برای سیدمهدی رحمتی افتاد و کروش پرونده او را هم بست.

عقیلی: فرق داشت. برای من داستان خط خوردن یه مسئله بود و داستان برگشت به تیم ملی که که گفتن نامه بدین و عذرخواهی کنین یه مسئله دیگه!

* ... و شما قبول نکردید؟

عقیلی: قرار نبود من نامه بنویسم.کروش گفته بود مهدی رحمتی باید نامه بنویسه ولی هادی عقیلی نمیخواد.یه عذر خواهی کنه، اگر نخواست هم نکنه.جواد نکونام به من زنگ زد.گفت کروش گفته هادی نمی‌خواد عذرخواهی بکنه.گفتم من عذر خواهی هم می‌کنم.گفت دمت گرم. یک آقایی که توی فدراسیون بود که الان دیگه نیست و البته توی خیلی از اشتباهات فدراسیون از جمله از اساسنامه نقش داشت، زنگ زد به من گفت: قلم و کاغذ بردار و چیزی رو که میگم یادداشت کن. گفت بنویس: من به ضرر منافع ملی و...گفتم اینا چیه !مگه چیکار کردم که به ضرر منافع ملی بوده و ...؟!

گفت اینها را بنویس و امضا کن و برای ما بفرست. ماجرا رو به جواد نکونام گفتم. جواد گفت نه، خودم با کروش صحبت کردم. گفته نه، نمی‌خواد هادی چیزی رو امضا که؛ فقط مهدی رحمتی!اونم به خاطر اینکه مهدی بهش توهین کرده بود. اون آقای مسئول در فدراسیون گیر داد که باید هر دوشون امضا کنن. این در حالی بود که من اصلا ایران بازی نمی کردم. مهدی رو بردن فدراسیون. یک نامه دیگه غیر نامه ای که کروش گفته بود دادن امضا کرد. کروش اومد دید مهدی نامه ای که اون گفته رو امضا نکرده و ... خلاصه یک جریانی در کار بود که من برای همیشه از تیم ملی برم. من آن فردی که باعث شد از تیم ملی دور شوم را نمی بخشم. بالاخره یک روز معلوم می شه در خدمت چه کسایی بودن و چرا می خواستن من حذف بشم و ...

*بحث خداحافظی شما دو نفر از دنیای بازیگری هم در نوع خودش عجیب بود؛ هر دو نفر، با گلایه و دلخوری و به جبر برخی اتفاقات کنار رفتید!

بنگر:چی بگم؟ از پرسپولیس رفتن من که خیلی جریان داره ولی خب خودم اینو نمی خواستم و منو بردن به سمت در خروجی! اون موقع برانکو ایران نبود. چلنگر(مترجم برانکو) به من زنگ می‌زد و می‌گفت: «نری ها، بمون چون میخوایمت.» سال قبلش برانکو به من گفت دوساله قرارداد ببند . سال دوم نیم فصل بازی کن، نیم فصل دوم بشین رو نیمکت و مربیگری یاد بگیر. اصلاً قرار این بود که من شش ماه بازی کنم بعدش بشینم روی نیمکت و مربیگری یاد بگیرم و کلاس ها رو شرکت کنم. اما یهو روز اول که بازی ها تموم شد آقای طاهری مدیرعامل وقت، من رو برد جلسه و گفت شما توی لیست نیستی! و تا سه ماه به دروغ مصاحبه میکردن و میگفتن هنوز تکلیف محسن معلوم نشده؛ چرا؟ چون میخواستن کسای دیگه ای رو بیارن و اونها گفته بودن محسن باشه ما قرارداد نمی بندیم! بعد من به برانکو زنگ زدم و گفتم آقا اینجوری شده، گفت نه، من لیست دادم و سومین نفر توی لیستم تویی! دیگه من دیدم اینجوری خیلی داره طول می‌کشه، بعد از امیرخان قلعه نویی زنگ زد گفت بیا تراکتورو ولشون کن.

*جدایی پر حرف و حدیث بازیکنان با سابقه از تیم هایشان، ظاهرا بدعت فوتبال ایران شده است.

بنگر: نه، دلال بازیه! من محسن بنگر باید از پرسپولیس می‌رفتم تا یک نفر از استرالیا که قراردادش ده هزار دلار بود رو با ۲۵۰ هزار دلار بیارن ،بعد هم طرف اومد شماره "شش"من رو پوشید و فقط تمرین کرد و یک هفته مونده به بازی ها از ایران رفت و پولشو تا قرون آخر گرفت. باید من می‌رفتم که این ها دو نفر اوکراینی که قراردادشون۱۵ هزار دلار بود رو با نفری ۲۵۰ هزار دلار بیارن و ...!

عقیلی: خداحافظی من هم یک اجبار بود دیگه! اصلا فکرشو نمی کردم. اگر فکر می کردم که جلوش رو می‌گرفتم. در سپاهان بودیم. یک روز مربی وسط ریکاوری به من گفت بیا توی اتاق جلسه کار مهمی باهات دارم! گفتم اگر به تیم ربط داره محرم نویدکیا بیاد. گفت نه نمی‌خواد بیاد، تنها بیا. گفتم زشته، باید محرم هم بیاد و با هم رفتیم توی جلسه. اونسال تصمیم باشگاه این بود که بازیکن ها را اذیت کنه. سبحانی و کفعمی بودن، اینا قرار بود بازیکن ها رو اذیت کنن و پول هامون رو نمی دادن و ... مربی خارجی اومد توی جلسه به من گفت که می‌رم باشگاه و از فردا دیگه سر تمرین نمیام تا پول هاتون رو بدن! این سه چهار روز که من نیستم مثل سری قبل- که برای تولد بچه اش رفته بود- هوای تمرین را داشته باش. اینا رو به من گفت چون اصلا نمی خواست که محرم نویدکیا بیاد توی جلسه! موقع خداحافظی همدیگه رو بغل کردیم. به من گفت برو و از فردا مواظب باش بچه ها اذیت نکنن. ۲-۳ نفر رو اسم برد: محمدرضا خلعتبری ، عبدالله کرمی و ... چون این نفرات کمک هاش رو اذیت می کردن و ...

پس فرداش اومدیم سر تمرین که دیدم استیماچ سرمربی تیم حتی توی روی من هم نگاه نمی‌کنه. فقط گفت هادی بیاد توی جلسه! من رفتم توی جلسه و دیدم همه نشستن -سرپرست تیم و مدیریت اجرایی و کمک ها- بعد گفتن به این نتیجه رسیدیم که تو دیگه توی تیم نباشی! از تعجب خشکم زد. فقط دوتا چیز پرسیدم.گفتم یعنی شماها تصمیم گرفتین من نباشم؟هیچکس جواب نمی‌داد! زمانی که داشتم از در بیرون می‌رفتم دومین حرف رو زدم؛ گفتم آقای سرمربی، تو اون روز من رو بغل کردی! اون بغل کردن چی بود؟ این حرف ها چیه؟! به استیماچ گفتم به خاطر این کارت دیگه بازی ها رو نمیبری..! همون هم شد، رفت بازی سایپا رو باخت ، تراکتور رو باخت... بعد رفتن باشگاههای آسیا و یک برد داشتن و پنج تا باخت!

* یعنی اینها توطئه بود؟

عقیلی: بدون شک. می خواستن من را کنار بزنن ولی خب چوبش رو هم خوردن.

*چه کسی پشت قضیه بود؟

عقیلی: مدیرعامل یعنی باقری و سبحانی رئیس کارخانه. من اگه اصفهانی بودم عمرا نمی تونستن این رفتار رو باهام داشته باشن.

*با توجه به رشد فزاینده مبالغ قراردادهای بازیکنان در این فصل، انتقاداتی به باشگاهها وارد شده است؛ نظر شما درباره این موضوع چیست؟

بنگر: به نظر من این ارقام خیلی معقوله!

* فوتبال ما از نظر فنی مطابقتی با این مبالغ دارد؟

بنگر: من یک مثال بزنم. سال ۹۲ اومدم پرسپولیس.دلارهزارتومن بود.با یک میلیارد و دویست میلیون تومان قرار داد بستم. الان بازیکن یک میلیون دلار می‌گیره، با این تورم.الان بازیکن میگه -پانزده میلیارد- همه میگن اوه اوه چه زیاد...! آیا تو تهران یه خونه میتونه بخره با این پول؟ هزینه ها خیلی بالاست و کاری نمیشه کرد با این پول ها!بازیکن سالی ده جفت کفش باید بخره، سالی صد ملیون فقط باید پول کفش بده! هزینه ها بالاست،ولی به نظر من همه لیاقت اینقدر پول رو ندارن! من یه چیزی بگم. امروز من بعد از سه سال پاسپورتم رو گرفتم، بخاطرقراردادم با پرسپولیس بود. مالیات و ... مانده بود و نمی تونستم پاسپورت بگیرم. در آخر توافق کردم و همه طلبم از پرسپولیس رو بخشیدم ولی باز مالیاتم رو ندادن.دوباره رفتم مبلغ یک میلیارد و سیصد میلیون تومان مالیات دادم!آخه مگه من چقدر از پرسپولیس گرفتم که انقدر بخوام مالیات بدم؟!

رانده شدگان!

*یعنی کل این پول ها به بازیکن می رسد؟ قبول ندارید بخش قابل توجهی از آن به جیب دلال ها می رود؟

عقیلی: شما برو سراغ رئیس و روسای فدراسیون و ببین در این سالها چه قوانینی گذاشتن و اون قوانین به نفع کدام افراد بوده.محسن یادشه، ما رفتیم عربستان بازی داشتیم.اعضای فدراسیون هم با ما اومده بودن.سر میز ناهار و شام و...کارشون شده بود اینکه بپرسن شما چقدر میگیرین؟ قراردادتون چقدره! اگر یادتون باشه اومدن سقف قرار داد تعیین کردن.مشکل اینه که مثلا محسن بنگر یک میلیاردمی‌گیره،هادی عقیلی پانصد میلیون اما وقتی سقف قرارداد می زارن و می گن سقف 800 میلیون تومن، مبلغ بنگر پایین می آید و مبلغ منی که باید کمتر از محسن بگیرم اندازه او می شه!

* البته دلال ها هم نقش آفرینی می کنند در این بازار.

عقیلی: خب اینطور مثال می‌زنم. مثلا محسن بنگر یک تومن میگیره،دلال یا ایجنت هم یک درصدی میگیره.وقتی بحث سقف قرارداد میشه طبیعیه که همون ایجنت هم بیشتر سود می کنه چون بازیکنی که قیمت کمتری داشته به دلیل سقف تعیین شده، بی جهت گرانقیمت می شه و ...ضمنا با توجه به تورم، این مبالغی که امروز می شنویم در ظاهر زیاده ولی ارزش چندانی نداره. یک زمان یک نفر سه هزار میلیارد اختلاس کرد و حالا این مبالغ شده پول خرد دله دزدا ...

* با این فضایی که درست شده و فدراسیون رییس ندارد و جنگ قدرت بر سر ریاست فوتبال در جریان است، اوضاع و احوال فوتبال ایران را چطور ارزیابی می کنید؟

بنگر: اوضاع که اصلا خوب نیست.مخصوصا برای تیم ملی که دو، سه ماه دیگه مسافر جام جهانیه! درسته که رئیس فدراسیون نداریم ولی بدترین ضربه رو خودمون به تیم ملی زدیم.اگر اسکوچیچ خوبه که خوبه اگر بده اخراجش کنین بره.همش بره و بیاد که نمیشه. این داستان خیلی بی مزه و خسته کننده شده. تکلیف این مربی را زودتر مشخص کنن و بزارن حداقل تیم ملی از بلاتکلیفی دربیاد.

*خب کمیته فنی به رفتن وی رای داد اما هیات رئیسه وتو کرد!

عقیلی: اگر نظر فنی دادن و رد شده پس چرا استعفا نمی کنن؟ باید همون موقع همشون استعفا می کردن.

بنگر: الان دیگه کسی رو نمی تونیم برای تیم ملی بیاریم. کسی رو هم نداریم.

* این خطر تیم ملی را تهدید می کند که جریاناتی که اسکوچیچ را تحت فرمان خود دارند، حتی در جام جهانی نیز از وی به عنوان ابزاری برای دلالی بهره ببرند.

عقیلی: این مسائل همیشه بوده. زمان کروش هم بازیکنی داشتیم که رفت جام جهانی در حالیکه حتی از بغل تیم ملی هم نباید رد می‌شد!نیازی به اسم آوردن نیست. ‌خودتون بهتر میدونین. طرف رفته جام جهانی و خداحافظ و دیگه هم بازی نکرده. چرا بازیکن تیم ملی باید نفر "بیست و چهارم"بره جام جهانی؟ چرا "بیست و سه نفر" نرن؟ اون که نمی‌تونست به لیست اضافه شه چرا با خودشون بردنش اونجا؟

چرا اون بازیکن رو بردن جام جهانی؟ البته دوست و رفیقمون هم هست ومن خیلی باهاش رفیقم. بنده خدا در حد این حرف ها نبود.ما خودمون عجیب میدونستیم که این دعوت شه تیم ملی. طرف نمی‌تونست بغل ما بایسته بازی کنه!بعد تیم ملی دعوت می شه و می ره جام جهانی؟! این مسائل همیشه بوده و نمیشه اینا رو نادیده گرفت.

*یعنی کسی می توانست بازیکنی را به کروش تحمیل کند؟

عقیلی: من نمی‌دونم. من گفتم بهترین مربی بود و هنوزهم این نظر را دارم.درباره اسکوچیچ هم من می گم اوکی بزاریمش کنار، ولی جایگزینش چه کسیه؟ علی دایی ؟ مگه دایی نگفت نمیام؟

بنگر: حالا چرا علی دایی ؟ چرا تیم ملی رو نمی دن به یک مربی جوون؟ ما که با سه تا باخت بر می گردیم، خب بدن یک مربی جوون. به نظرم اینا اصلا دنبال مربی نیستن. علی دایی بنده خدا رو دوسال تو فوتبال ایران نمیذاشتن مربی گری کنه! الان رفتن سراغش؟

* همان جریانی که درباره اش صحبت کردیم ،آنقدر مربیان کشورمان را در این سالها کوبیده،که یک روزی هم اگر بحث مربی ایرانی باشد، بگویند مربی ایرانی بیسواد است،چیزی حالی اش نیست،اسکوچیچ خوبه‌‌‌...اینا در امتداد هم جلو آمده است.

عقیلی: خب این در مورد برخی مربیان خارجی هم صدق میکنه.مثل خدا بیامرزکرانچار‌ که یکی از بهترین مربی هایی بوده که اومد توی ایران‌.از پرسپولیس چطوری ردش کردن؟از سپاهان چطوری بیرونش کردن؟

* شک نکنید خارجی هایی را هم که اینها علیه شان فعالیت کردند، اهل باج دادن به دلال ها نبوده اند.

عقیلی: من همان زمان در یک برنامه تلویزیونی درباره اتفاقات سپاهان حرف زدم. آن زمان به اسم این که میخوایم تیم رو جوون کنیم -من حالا نمیتونم یه سری چیزها رو بگم- اومدن تیم رو دگرگون کردن.بازیکنی که "پانزده میلیون"قراردادش بوده توی استقلال خوزستان، با "سیصدو پنجاه میلیون"رضایتنامه شو می‌گیرن،"پانصدمیلیون"هم به خودش میدن.میارنش اونجا جواب نمیده. همه‌ بازیکنای سپاهان رو رد کردن که این جوونها رو بیارن.باشگاه سپاهان دفتر داشت ولی می رفتن توی یک خونه با بازیکن قرارداد می بستن و ...! برای چی عبدالله ویسی سرمربی اسبق سپاهان،بازیکن ها رو می‌برده توی خونه قرار داد می‌بسته؟

چرا باید سه تا بازیکن برزیلی بگیره و تا نیم فصل دوتاشون رو رد کنه و پولهاشون رو هم بدن ؟

یه گلر هم آوردن که در آخر، سر بحث مالیش ،گندش درومد!کی از اینا حمایت می‌کنه؟ گلره انقدر شکم داشت که از روی پیراهن معلوم بود چقدر اضافه وزن داره!

بنگر: فقط دلال ها نیستند. جاهای دیگه هم هستن. یه مثال کوچیک می زنم؛مربی ای داریم که توی ده سال اخیر هر جا رفته افتضاح بوده، نیم فصل هم انداختتش بیرون، ولی باز سال بعد تیم گرفته چون اون بالا کسی رو داره! الان خیلی از این آمد و رفت ها را آدم های سیاسی ردیف می کنن.
عقیلی: نماینده مجلسی داریم که برای اینها تیم ردیف می کنه! فلان نماینده مجلس به باشگاهی گفته اگر می خواین حمایتتون کنیم باید فلانی سرمربی باشه. اون تیم با من به عنوان سرمربی تموم کرده بود اما در نهایت نماینده مجلس یک نفر دیگر را جای من فرستاد!

*با این وضعیتی که فوتبال ایران دارد، امیدی به نجات آن دارید؟

-فوتبال هم مثل جامعه شده! پولدار ها روز به روز پولدار تر میشن و میرن بالاتر،متوسط ها و ضعیف ها روز به روز دارن میان پایین تر.

فوتبال الان جوری داره می‌چرخه که اونایی که دلالن روز به روز دارن پر قدرت تر میشن و بقیه روز به روز دارن میان پایین تر.مثلا می گن: آقا شما می خوای مدیر عامل بشی؟ما تو رو می‌بریم مدیر عامل مثلا پرسپولیس،استقلال یا فلان تیم می‌زاریم، ده تا بازیکن میاری و ...

*چکار باید کرد؟

بنگر: باید این فوتبال رو سوزاند و از نوع ساخت.

عقیلی: مشکلات زیاد است و باید از نو این فوتبال را ساخت. شما فدراسیون فوتبال را ببین، عزیزی خادم رئیس فدراسیون می شه، هیات رئیسه یعنی سراجی،اصولی و اون خانمه که الان زندانه و ... او را کنار می زنن و خودشان می مونن، در حالیکه همه با هم اومده بودن. سراجی سایپا رو با کارهایی که انجام داد بیچاره کرد،اصولی هم که تاثیر مستقیم روی تیم شهر خودروی مشهد و سقوطش داشته و ... یعنی اینا تصمیم میگیرن کی مربی تیم ملی باشه، کی نباشه، اینا باید برای امثال من و محسن بنگرو ... تصمیم بگیرن! وای به حال این فوتبال. چرا نباید امثال من و محسن بنگر توی تیم های پایه ملی سرمربی باشیم؟ مگه من دوره ندیدم؟ چطور فلانی که الانم جایی مدیرعامله، تونست مربی تیم ملی بشه؟ فوتبالشم در سطح ما نبود!جای دیگه آنالیزور بوده!

حالا بیاین مربی تیم های پایه رو ببینین. این که محسن میگه کروش برای آیندمون مربی نساخت،به خاطر این بود که کسی رو بهش معرفی می کردن که هیچ آینده ای تو فوتبال ایران نداشته باشه. ببخشین، آقای مارکار آقاجانیان عزیز ماست، دوستش داریم ولی الان چند ساله از تیم ملی رفته؟ این همه سرمایه گذاری کردیم که یک شخصی کنار کروش باشد، الان آن تجربیاتش را کجا خرج می کنه؟

رانده شدگان!

بنگر: من پارسال دوره مربیگری A رو گذروندم، در کلاس ها هنوز دفاع سه نفره ای رو یاد می دادن که لوتار ماتئوس داشت بازی می کرد و ..گفتم بابا، اون سیستم دفاعی مرد دیگه، تموم شد، بسه.عوضش کنین. اینم از روش آموزش دادن مربیانمون. من دو سال مربی گری کردم توی یه تیم،هر کی اومد گفت هزار تومن می‌دم فلانی رو انتخاب کن بیرونش کردم. آیا همه اینطوری هستن؟ به پیشنهاد رشوه «نه» می گن؟ به قرآن طرف اومد و گفت بهم زمین توی شهرک زمین می ده و ...،اگر دزد بودم، توی دوسال بالای پانزده میلیارد در میاوردم.

عقیلی: محسن جان، برای همینه یکسری مربیان معروف کشور توی لیگ دسته اول می مونن و تکون نمی خورن! جاشون خوبه!

بنگر: امسال رفتم سه تا تیم مذاکره کردم،اولین سوال چی بود؟چقدر میاری؟چقدر میاری چیه؟!مگه من باید پول بیارم؟!گفتم یعنی چی؟ گفتن اسپانسر چند میلیاردی میاری که تیم رو بدیم بهت؟! گفتم نه من نمی‌تونم.خداحافظ!یعنی برنامه و فکر من اصلا مهم نبود براشون!

عقیلی: اولین باری که بحث چقدر میاری رو شنیدین کی بود؟ یک آدرس می‌دم بهتون، علی حنطه شد مربی استقلال اهواز.علنا گفت آقا ما با اسپانسر اومدیم!الان تیم خوشه طلایی میاد به ما میگه فلانی با اسپانسر میاد و ...

* یک سوال همیشه برای فوتبالی ها مطرح بوده با این مضمون که؛ چرا هادی عقیلی که بارها صحبت از حضورش در پرسپولیس بود به آنجا نرفت؟ شاید رفتن شما به آن تیم، زوج تان با محسن بنگر را بار دیگر و اینبار در جامه قرمز رنگ تشکیل می داد.

بنگر: سید جلال که رفت قطر،علی آقا (دایی) بهم گفت زنگ بزن هادی بیاد پرسپولیس.

عقیلی: سال های قبل ترش، یک سال خیلی جدی شد،بار اولی که علی دایی بود اومدم تهران جلسه گذاشتم باهاش. یک مشکلاتی در اصفهان درست کرده بودن برای من و امیر قلعه نویی.منم به هر دلیلی مجبور بودم باشگاه سپاهان رو ترک کنم و برم چون باهام قرار داد نمی‌بستن.رفتم و با پرسپولیس صحبت کردم، ولی آقای اسلامیان اومد و مداخله کرد و من برگشتم سپاهان!

* پشیمان نیستی که بازی در استقلال و پرسپولیس را تجربه نکرده ای؟

عقیلی: نه.من تو سپاهان بازی کردم.سپاهان جزو بهترین تیم های ایران بود.

بنگر: به نظرمن فوتبالیستی که تو استقلال و پرسپولیس بازی نکنه، لذت فوتبال رو نمی بره!

عقیلی: من یک چیزی درباره این موضوع می گم ولی لطفا ضبط نکنید!

*در پایان اگر صحبتی باقی مانده بفرمائید.

بنگر: فقط باید دعا کنیم حال فوتبالمون خوب بشه.

عقیلی: جز دعا کردن کاری از دست ما فوتبالی‌ها بر نمیاد.

*حمید ترابپور

*عکس ها از مهدی گرویی


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار