PDF نسخه کامل مجله
شنبه ۲۵ فروردين ۱۴۰۳ - April 13 2024
کد خبر: ۸۴۷۸۲
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۷:۱۶
ارزیابی عملکرد تیم ملی در جام ملت های آسیا
تیم ملی فوتبال با جمعی از بازیکنان باتجربه و لژیونر در هجدهمین دوره جام ملت ها به کاپ آسیا دست نیافت. پس از شکست تیم ملی برابر قطر در مرحله نیمه نهایی، کارشناسان و اهالی فوتبال به ارزیابی عملکرد این تیم پرداختند. بخشی از انتقادات ، منصفانه و دلسوزانه بود و بخشی دیگر جنبه تصفیه حساب داشت که نه منطق دارد و نه کمکی به روند حرکتی فوتبال به سوی پیشرفت می کند. آنچه پس از باخت به قطر تکرار و عیان شد ،عوامل بازدارنده در فوتبال ما است. تا زمانی که عوامل بازدارنده ای مثل مدیریت ناکارآمد، نبودن زیرساخت مناسب، بی توجهی به فوتبال پایه و استعدادها و ... وجود داشته باشد ، موفقیت دور از دسترس است. تا وقتی که ساختار فوتبال درست نشود ، در بر روی پاشنه درست نمی چرخد و درجا می زنیم.
عوامل بازدارنده ، مانع بزرگی بر سر راه فوتبال


خانه از پای بست ویران است

*ابراهیم قاسمپور

تاریخ نشان داده که وقتی تیم ملی به حریفی قوی‌تر و صخره سخت می‌خورد ، بهتر عمل می کند. در بازی مقابل ژاپن مهره کلیدی و ارزشمندی به نام مهدی طارمی را نداشتیم اما از توپ‌های دوم و سوم به خوبی استفاده کردیم. بازیکنان خط هافبک ما هم به خوبی عمل کردند ولی در بازی مقابل قطر ، استفاده از توپ‌های بلند به سود ما نبود و خط هافبک‌مان از کار افتاد. ضمن اینکه با توجه به میانگین قدی تیم ژاپن ما بر آنها مسلط بودیم ، در حالی که در بازی با قطر خط دفاع آنها 90 درصد توپ‌های بلند را به خوبی پوشش دادند.مهاجمان وقتی از چند موقعیت خوب نمی‌توانند استفاده کنند یعنی روز خوبی ندارند. وقتی 3 گل می‌خوریم و در آستانه دریافت 2 یا 3 گل دیگر هم قرار می‌گیریم یعنی در خط دفاعی اشتباه داریم. منظور ما از این صحبت‌ها ، تخریب نیست ، بلکه نقد منصفانه است. وقتی در دور گروهی مدافعان ما مقابل فلسطین و هنگ‌کنگ چنین اشتباهاتی می‌کنند ، معلوم است که مقابل یک تیم با تجربه‌تر تنبیه خواهیم شد.ضمنا مربیگری ، سلیقه‌ای است و هر مربی تفکرات خاص خودش را دارد. نظر شخصی من بدون تخریب و بر اساس انتقاد منصفانه این است که اگر ما مقابل قطر از بازیکنانی نظیر علی قلی‌زاده و مهدی قایدی استفاده می‌کردیم با توجه به دفاع کُند قطر بهتر نتیجه می‌گرفتیم. امثال قایدی و قلی‌زاده سرعت و خلاقیت دارند. بازیکنان حریف عمدتاً خاصیت فیزیکی داشتند و با حضور قایدی و قلی‌زاده وادار به خطا می‌شدند ، خطاهایی که عموماً اطراف محوطه هجده قدم بود و شانس موفقیت ما را افزایش می‌داد.همچنین ما به جز یک نیمه مقابل امارات و نیمه دوم دیدار با ژاپن بازی خیلی خوبی ارائه ندادیم. مربیان ما قبلاً می‌گفتند اینکه یک بازی 100 باشید و بازی بعدی 10، 15 یا 20 ، خوب نیست امااینکه همیشه حالت 70 درصدی داشته باشید خیلی خوب است. تیم ملی در نیمه دوم بازی با ژاپن 80 یا 90 خودش را نشان داد اما در برخی از بازی‌ها فراز و نشیب داشتیم. باید بررسی شود که چرا مقابل قطر استرس و اضطراب داشتیم و در کل مسابقات ، نوسان. باید این مسئله را کارشناسی و ریشه‌یابی دقیقی کنیم.از طرفی ، مشکل فوتبال ما این موارد نیست . خانه از پای بست ویران است. مشکل اساسی ما مسئولانی هستند که عمدتاً سیاسی بوده و به فوتبال آمدند. تعجب من اینجاست که این مسئولان موفقیتی هم به دست نمی آورند ولی کماکان به کار خودشان ادامه می‌دهند. هر بار هم توجیهات مختلفی دارند .اگر نتیجه می‌گرفتیم هم هیچ چیزی تغییر نمی‌کرد. به خاطر ساختار، فوتبال ما روی همان چرخه قبلی پیش می‌رود. اگر بازیکنان و مربیان بر اساس تعصب و توانایی خودشان در مقطع خاصی موفق می‌شوند و جرقه می‌زنند، دلیلی بر ساختار درست ما نیست. در واقع پشت این موفقیت پنهان می‌شدیم.

پیروزی و شکست همیشه نشانه برتری نیست

*مازیار مهرانی

شکست تیم ملی فوتبال کشورمان مقابل قطر در مرحله نیمه نهایی و ناکامی مجدد در رسیدن به مرحله نهایی جام ملتهای آسیا به این معنی نیست که فوتبال قطر قوی تر و بهتر از فوتبال ماست . همانطور که پیروزی ما مقابل تیم ملی فوتبال ژاپن در مرحله یک چهارم نهایی این رقابت ها به معنای برتری فوتبال ایران مقابل ژاپن نبوده و نیست. پیروزی تیم ملی اردن مقابل کره جنوبی نیز از همین جنس است! تیم ملی فوتبال ما در یک بازی مقابل حریف قدرتمند خود به پیروزی رسید ، قطر نیز در یک بازی مقابل تیم ملی ما به برتری رسید. حال چون پیروزی ما و اردن در مقابل دو حریف فنی تر و با ساختار قوی تر در مرحله یک چهارم نهایی و نیمه نهایی به دست آمد ، ما فرصت مجدد برای حضور در نیمه نهایی را یافتیم و اردنی ها برای اولین بار افتخار حضور در فینال این رقابت ها را کسب کردند ! علی رغم آن که نه ساختار فوتبال و لیگ داخلی ژاپن و کره جنوبی قابل قیاس با فوتبال ایران و اردن است و نه سازماندهی و مدیریت فوتبال آن دو ، همانطور که افتخارات این دو کشور در مسابقات جام جهانی و رقابت های المپیک را هیچ تیم آسیایی در سه دهه اخیر به دست نیاورده است. بنابراین هرگز نمی توان شکست کره جنوبی و ژاپن را مقابل ما و اردن شکست برنامه ریزی ، امکانات ، ساختار و سرمایه انسانی آنها تلقی کرد. در این قبیل پیروزی ها یا این نوع از شکست ها عوامل مختلفی دخیل است ، عواملی چون شرایط حاکم بر بازی ، آمادگی های ذهنی و روحی افزون تر ، شرایط جسمی ، آسیب دیدگی ها ، محرومیت ها ، مسیر طی شده تیم ها قبل از تقابل با هم و ... کره جنوبی در مسیری خود خواسته با کم ترین استراحت و تحمل بازی های سنگین و طاقت فرسا در شرایطی به اردن رسید که به وضوح توان جسمی بازیکنان و ستاره های این تیم با افت فاحشی مواجه شده بود و در قلب دفاع محرومیت " کیم مین جائه" مقابل یکی از بهترین و خطرناک ترین زوج های خط حمله این دوره از مسابقات ، گران تمام شد. در عوض ، تیم های ملی ایران و اردن یکی از بهترین و کم نقص ترین بازی های خود را در این جام مقابل ژاپن و کره جنوبی به نمایش گذاشتند تا در یک بازی حذفی و تعیین کننده گوی سبقت را از دو حریف صاحب نام خود بربایند. تیم ملی قطر نیز بهترین بازی خود را در این جام مقابل تیم ملی ما به نمایش گذاشت ! و در حالی که بازیکنان ما نفر به نفر از بازیکنان تیم میزبان بهتر بودند ، متاسفانه در دیداری که در آن مرتکب اشتباهات فردی متعددی شدیم بازی را به حریف همیشه مغلوب خود در بدترین موقعیت واگذار کردیم. بسیاری از کارشناسان از ترکیب اولیه و ارنج تیم ملی ما ایراد گرفتند اما نباید فراموش کرد که ما با همین ترکیب در پانزده دقیقه ابتدای بازی به جز گل زودهنگامی که به ثمر رساندیم سه فرصت مسلم گلزنی را هم از دست دادیم ! اگر حتی یکی از این موقعیت ها تبدیل به گل می شد و میزبان ظرف پانزده دقیقه " دو بر صفر" از ما عقب می افتاد ، شاید سرنوشت بازی عوض می شد. قطر تیمی متوسط با یک ستاره به نام "اکرم عفیف" بود که با صد در صد توان جسمی ، روحی و فیزیکی با جنگندگی کامل و اتخاذ یک استراتژی صحیح در این بازی پیروز شد. در حالی که تیم ملی ما علی رغم تلاش و میل وافر به برتری هرگز نتوانست مانند بازی با ژاپن با جنگندگی و تمرکز کافی ارتباط خط هافبک و حمله حریف را قطع کند . همانطور که کره جنوبی نیز هیچگاه نتوانست در بازی مقابل اردن ، حتی یک دقیقه از آن فشار خرد کننده و طاقت فرسایی که عربستان و استرالیا را عاجز کرده بود ارائه دهد.

بی عدالتی های شیرین فوتبال!

*دکتر محمد(شهریار) شفائی

دوست عزیزی می گفت:فوتبال یک تقابل بین یازده بدن و فکر و روح، با یازده بدن و فکر و روح دیگر است. گاهی، این یازده «شخصیت» مستقل، چنان با هم «مَچ» می شوند که می توانند کارهای شگرف انجام دهند .

این نگاه زیبا، فوتبال را تبدیل به زیباترین ورزش جهان کرده است ، اینکه مثلا در حالی که آرژانتین در دور قبل جام جهانی قهرمان شده و قرار است در این دوره جام جهانی هم نایب قهرمان شود، در بازی اول خود به پابرهنه های کامرون می بازد! یونان می آید و بدون سابقه درخشان، قهرمان اروپا می شود ، دانمارک با حذف تنبیهی «یوگسلاوی» و تنها چند هفته پیش از آغاز مسابقات، جایگزین این تیم شده و قهرمان اروپا می شود و...

از این دست رخدادها، هرچند غالب نیستند، اما در سطوح مختلف فوتبال، فراوان دیده می شوند. رخدادهایی ورای دو دوتا چهارتای منطق و آمار ، چیزی که البته به اشتباه، گاهی «شانس» نامیده می شود اما «شانس همیشه درب خانه کسی را می زند که آمادگی پذیرایی از او را دارد»! بی تعارف، ما به خوبی می دانیم که امروز، منطقی ترین جایگاه قابل دفاع ما، بودن در بین پنج تیم برتر آسیاست ، جایی کنار «ژاپن» ، «کره جنوبی» ، «عربستان» و «استرالیا». این جایگاه هم بر اساس فاکتورهای پنج گانه، شامل: توانایی های انسانی، مالی، برنامه ریزی، زیرساختی، و نظارت قانونی است. چیزهایی که ما تنها در دو تای اول آن حرفی برای گفتن داریم: استعداد و پول بی کمال!حالا ماییم و یک نیمه نهایی خالی از چهار رقیب سنتی! یک «شانس» بزرگ که البته قسمتی از آن مرهون تلاش خود ما و یک بازی خوب و حذف یکی از رقبای بزرگ بود اما ما نتوانستیم از این شانس استفاده کنیم. همانگونه که پیشتر هم در حالی که به کره و عربستان سه تا و شش تا زده بودیم، در نیمه نهایی و بازی تکراری با عربستان، آن را پس زدیم و استفاده نکردیم. یا در کشور چشم بادامی ها با یک خودزنی، در مقابل خودشان ده نفره شدیم و نکردیم! ما اینها را به عنوان «شانس» نپذیرفتیم و او هم پر کشید و به در خانه عاقلی دیگر رفت...

***

«قطر» و هر کشور دیگری، قدر سرمایه های مادی و معنوی خود را می داند. نمی آید میلیاردها دلار از پول هرچند بادآورده نفت و گاز خود را صرف پروژه ای بکند و بیست سال بعد آن را دور بریزد! قطر هزینه های هنگفتی برای فوتبال کرده و می بایست نتیجه آن را بگیرد. قهرمانی امسال برایشان مهم بود، چون «شانسی» بودن قهرمانی قبلی شان را از اذهان زدود. پافشاری و تداوم آنها در اهداف شان بسیار قابل احترام است. خوشبینانه، اگر حذف ژاپن یکی از آن بی عدالتی های شانسی بزرگ ولی دلچسب جام بود، باخت ما به قطر یک بی عدالتی شانسی کوچک و تلخ بود ، همان بی عدالتی هایی که فوتبال را زیبا می کند. هرچند، شخصا و با توجه به داشته های ما و آنها از فاکتورهای پنجگانه گفته شده، آن را عین عدالت می دانم!

به جای انتخاب مربی داخلی یا خارجی به دنبال اصلاح مدیریت باشیم

*کیوان طباطبایی

تیم ملی فوتبال در جام ملت های آسیا با شکست مقابل تیم قطر در دیداری دراماتیک فرصت رسیدن به فینال را از دست داد و رویای قهرمانی اش در جام ملت ها ناتمام ماند. تیم ایران با سرمربیگری امیر قلعه نویی با کسب پنج برد به نیمه نهایی این دوره از جام ملت ها صعود کرد ولی طبق معمول در گام های پایانی به خواسته اش نرسید. از دست رفتن بهترین فرصت برای قهرمانی در جام ملت ها تکرار فصلی دیگر با ناکامی بود، مثل چهار سال پیش که در نیمه نهایی مغلوب ژاپن شدیم و از صعود به فینال بازماندیم. بدون تعارف ، فوتبال ما همین است : تکرار ناکامی ها در فصلی دیگر! فوتبال بدون برنامه همین است! ضعف هایش در بزنگاه ها عیان می شود. درحالی که سایر تیم ها برای ساختن آینده استارت زده اند ، ما کماکان در همان نقطه چهار سال پیش گیر کرده ایم و دائما از سرمربی، بازیکن و... ایراد می گیریم ، در حالی که علت ناکامی را می بایست در مدیریت ، برنامه ریزی و آینده نگری جستجو کنیم. به طور معمول توجه مان به شوت زمینی علیرضا جهانبخش به دیرک عمودی دروازه قطر در وقت اضافه نیمه دوم مسابقه نیمه نهایی جام ملت های آسیا است ، در حالی که ریشه ناکامی بیرون از زمین مسابقه است ، همان جایی که تصمیمات گرفته شده مدیریتی، چاره ساز نیست و ناکامی دیگری را رقم می زند.
بدون رودربایستی فوتبال ما نیاز به مدیر خوب دارد . برای اینکه فوتبال پیشرفت کند به جای این که به دنبال مربی داخلی و خارجی باشیم ، باید مدیر خوب برای فوتبال ملی مان بیاوریم تا آن را درست کند. مدیریت سالهاست که حلقه گمشده فوتبال ما است . قطر 4 سال پیش نیز جام ملت‌ها را برد. واقعا این کشور که بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد ، چه کار کرده که چنین نتایجی را در جام ملت های آسیا کسب می کند؟ کشوری که استعداد به اندازه فوتبال ما ندارد، چطور می‌شود که دو جام ملت‌ها و یک جام جهانی برگزار می‌کند؟ آنها چه چیزی دارند که ما نداریم؟ تنها چیزی که این کشور کوچک حوزه خلیج فارس دارد ، مدیریت خوب است. بنابراین فوتبال ما برای تعالی و پیشرفت نیاز به مدیریت خوب و قوی دارد. هنگامی که مدیریت خوب داشته باشیم ، روند حرکتی فوتبال هم امیدوارکننده خواهد بود و به سمت نکات مثبت پیش می رود و اتفاقات پسندیده ای رقم می خورد. اصلاح مدیریت در حوزه فوتبال ضرورت بیشتری نسبت به انتخاب مربی داخلی یا خارجی برای تیم ملی دارد. موفقیت از دل مدیریت قوی و زیر ساخت مناسب پدید می آید ، نه جابجایی افراد!

عملکرد "سینوسی" تیم ملی فوتبال

جامی که در یک قدمی ما بود

*بهمن اسدی

هجدهمین دوره مسابقات فوتبال جام ملت های آسیا با قهرمانی تیم ملی قطر به پایان رسید. میزبان این رقابت ها در حالی برای دومین بار پیاپی به این عنوان رسید که پیش از آغاز رقابت ها امید چندانی به آن نداشت!با شروع جام هجدهم و در کنار حضور نام های بزرگی در قاره آسیا که در جام جهانی فوتبال در همین کشور قطر درخشش قابل توجهی داشتند ، پیش بینی ها حکایت از قهرمانی سایر تیم ها داشت ، اتفاقی که در جام شگفتی ها رخ نداد و در میان تعجب همگان فینال این دوره از رقابت ها بین قطر و اردن برگزار شد.جام ملت های آسیا در این دوره علاوه بر عنوان " جام شگفتی ها " چند ویژگی دیگر هم داشت. با این که هنوز به لحاظ کیفی فاصله زیادی بین این قاره با سایر قاره ها وجود دارد اما کمتر شدن فاصله قدرت ها و رقابت سخت همه تیم ها این امید را به وجود آورد که شاهد رشد بهتر فوتبال در قاره کهن باشیم.در کنار مسائل فنی ، در این جام کشور قطر بعد از میزبانی جام جهانی در راه اجرای مسابقات سنگ تمام گذاشت تا از این لحاظ قاره آسیا یک نمونه و الگو در بین سایر قاره ها باشد. استفاده از همه تکنولوژی های روز و اجرای منظم و حساب شده رقابت ها دوره ای خاطره انگیز را رقم زد.تیم ملی فوتبال ایران هم در حالی وارد این رقابت ها شد که با توجه به سالهای پایانی بازی برخی از لژیونرها به دنبال کسب یک عنوان بزرگ و شکستن طلسم سالها ناکامی بود. اگر چه حرکت و عملکرد "سینوسی" تیم ایران امیدها را به فتح جام کمرنگ می کرد اما با رقم خوردن برخی حوادث ما تا یک قدمی فتح جام هم پیش رفتیم.در دور گروهی رقابت ها و حتی تا رسیدن به نیمه نهایی ، بازی های ایران یک در میان قابل قبول بود. مقابل فلسطین، امارات و ژاپن خوب بودیم و در بازی با هنگ کنگ، سوریه و قطر نمایی پر از انتقاد داشتیم و بهترین بخت ممکن برای رسیدن به قهرمانی بعد از سال 1976 را از دست دادیم.گفت و گو و بحث درباره عملکرد تیم ملی در قطر بسیار طولانی و از زوایای مختلف قابل پیگیری است که در این مجال نمی گنجد. آنچه به عنوان چراغ راه آینده باید مدنظر باشد ، این است که این تیم به عنوان مسن ترین تیم آسیا نیاز به تحول اساسی دارد. باید با تزریق خون تازه به این تیم در کنار برخی از بازیکنان با تجربه ، به آینده بهتر نظر کنیم.

جام جهانی در پیش است و ما در سطح آسیا با نام های بزرگی مثل ژاپن، عربستان، کره جنوبی، استرالیا و سایر تیم های مدعی مانند قطر و اردن مواجه هستیم ، کشورهایی که با سرمایه گذاری لازم و با برنامه های دقیق برای آینده نقشه دارند. باید امیدوار باشیم که زنگ خطر اتفاق رخ داده در قطر ، متولیان فوتبال ما را از خواب بیدار کرده باشد تا با ترسیم مسیری درست و میدان دادن به جوانان مستعد روزهای خوبی پیش روی فوتبال ما قرار بگیرد.


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار